74 بی فائده بودن حسب و نسب در قیامت
68 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                                         بى فائده بودن نسب در قيامت
 
 از قديم الايام، در جوامع بشرى مرسوم است، هرگاه كسى مى‏خواهد، تفوق و برترى خود را به رخ ديگران بكشد، از نسب و حسب و مال وثروت شروع مى‏ كند تا درجه و مقام، و هرچه بتواند، به آنها افتخار مى‏ كند و ژست بالاترى، بخود مى‏گيرد
 من پسر فلان پيغمبرم و نوه فلان امامم، و ثروت و دارائى من اينست و داراى درجه سردارى و اميرى مى‏ باشم و زيبايم و سفيد و تو دل برو، و. و .
 در حالى كه هيچكدام اينها، در روز حيرانى و سرگردانى قيامت، به درد نمى خورد و دست آدمى را نمى‏ گيرد.
 تنها چيزى كه در آن بحران بيچارگى و واماندگى، انسان را به ساحل نجات مى‏ كشد و از غرق شدن رهائى مى‏ بخشد، عمل صالح است و بس.
 مى‏ بينيم يك برده سياه حبشى خود را بجائى مى‏ رساند كه مؤذن و مورد اعتماد رسول الهى مى‏ گردد و به علت لكنت زبانش كه أشهد را أسهد مى‏ گفت و بنا به پيشنهاد اطرافيان كه‏ اى رسول خدا، اسلام پيشرفت كرده از همه جا به مدينه مى‏ آيند و قرائت غلط بلال به صلاح نيست او را از مؤذنى حذف و يك فرد صحيح القرائه به جا يش بگذار، پيامبر هم مصلحت در آن ديد و جبرئيل نازل شد
 »يامحمد خدايت سلام مى‏رساند و مى‏ فرمايد: حق ندارى بلال را از اذان گفتن كنار گذارى سين بلال بجاى شين براى من قبول است!!!«.
 يا آن فقير و بى چيز و شتر چران بيابانگرد يمن در صحراى خشك و بى آب و علف يمن خود را در آن بيابان‏ها به مقامى مى‏ رساند كه در فاصله يك ماه سفر، در مدينه، پيغمبر خدا، كرارا رو به آن سو گرفته و مى‏ فرمايد: »انّى لأنشق روح الرّحمن من طرف اليمن واشوقاه اليك يا أويس القرن«   من رحمت خدا را از طرف يمن استشمام مى‏ كنم، چقدر مشتاق ديدارتم اى اويس قرنى.
 اصحاب مى‏ پرسند اين شخص كيست كه‏ اينقدر مشتاق ديدار اوئى؟! فرمود: او كسيست اگر به مجلس شما آيد اعتنايش نمى‏ كنيد، و سخن گويد، ارزش قائل نيستيد )اگر بيبنيد رويتان را ازو برمى‏ گردانيد با شفاعت او به تعداد نفرات قبيله مضر به بهشت ميروند( اما حيف كه من او را نمى‏ بينم ولى اى عمر تو او را مى‏ بينى از من به او سلام برسان و بگو پيغمبر با آرزوى ديدارت از دنيا رفت!!!.
 روزى از مادر اجازه مى‏ گيرد در مدينه به ديدار رسولخدا رود اجازه مى‏ دهد اما بشرطى كه به مدينه كه رسيدى بيش از نيمروز در آن‏جا معطل نشوى و زود برگردى با هزاران زحمت آن فاصله دور را مى‏ پيمايد و خود را به خانه‏ ام السلمه همسر رسولخدا مى‏ رساند ولى متأسفانه حضرت در شهر نيست و ام سلمه از نام و ديارش مى‏ پرسد وقتى كه اور ا مى‏شناسد با عطر خاص پيامبر او را خوشبو مى‏كند و مى‏ گويد: پيغمبر زياد ازتو نام مى‏ برد و آرزوى ديدارت را داشت.
 و بنا به دستور مادر برمى گردد و حضرت را نمى‏ بيند، رسولخدا از سفر برمى گردد و بخانه‏ ام سلمه رفته و زياد به دَر و ديوار مى‏نگرد ام سلمه مى‏ پرسد: اى رسولخدا براى چه اين دفعه به در و ديوار زياد تماشا مى‏ كنى؟، فرمود: ام سلمه بعد از من چه كسى به اين خانه آمده؟! عرضكرد يك شتر چران يمنى آمده بود چون مادرش اجازه ماندن بيش از نيمروز را نداده بود برگشت فرمود: »بلى آمده و رفته اما نورش را در خانه من به يادگار گذاشته است«.
  اى بنازم به اين نور و ايمان كه هيچ مرز ونژاد و حسب نسب نمى‏ شناسد.
 اين شخصيت بعدها در زمان رياست عمر به مدينه آمد و صاحب حق على را پيدا كرد و شب وروزش را به عبادت گذراند به او گفتند: اويس توخسته نمى‏ شوى شبهايت را با يك ركوع نماز به صبح مى‏ رسانى؟ فرمود: كاش طول عمرمن يك شب مى‏ شد و من آن را با يك ركوع يا سجود به صبح مى‏ رساندم، عاشق بود و عشق از مرز خستگى گذشته و به عالم بى نهايت قدم گذاشته آنگونه كه شهداى كربلا درد و الم و زحمت آنهمه شمشير و نيزه وسنان را درك نمى‏ كردند  ( بگذريم ).
 اويس درنهايت در جنگ صفين در محضر حق و حقيقت به شهادت رسيد. سرگذشتش را دركتابهايم مفصلا نوشته‏ ام. ازين بزرگواران در تاريخ زياد آمده است. مانند سلمان فارسی و اباذر چو÷ان و مقداد برده و عمار غلام زرخرید و خباب بن ارت و. و. و.
 و از بانوان هم رعضه دختر نمرود ادعاى الوهيت كننده پس از تحمل شكنجه‏ هاى پدر جبرئيل او را به حضرت ابراهيم رسانيد و عروس او و مادر چندين پيامبر شد و زبيده زن فرعون یا زن حزبیل مادر چند بچه در تنور سوخته و خاکستر شده . در راه خدا که بعد از چندین هزار سال در قرآن کریم جریانشان را در یک سوره مستقل .  برای امت اسلام بیان نموده است و. و.
 اينهايند، رجال لاتلهيهم تجارة و لا بيع عن ذكرالله و اقام الصلوة و ايتاء الزكوة يخافون يوما تتقلب فيه القلوب و الابصار نور : 37 مردانى كه نه تجارت و نه معامله‏ اى آنان را از ياد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زكات غافل نمى‏كند؛ آنها از روزى مى‏ ترسند كه در آن، دلها و چشمها زير و رو مى‏ شود.
 امادو نمونه از نسب بالاى به درد نخور .

1 - كنعان پسر حضرت نوح عليه اسلام در طوفان به بالاى كوه مى‏ رفت، پدر گفت: پسر بيا سوار كشتى شو، گفت: سأوى الى الجبل يعصمنى من الماء به كوه بالا مى روم و مرا از طوفان ( تو ) نگهميدارد فرمود: لاعاصم‏ اليوم من الماء امروز از آب راه نجاتى نيست، نوح دلش سوخت رو به درگاه خداكرد خدايا پسرم ندا آمد:
  و نادى نوح ربه فقال رب ان ابنى من أهلى و ان‏ وعدك الحق و أنت أحكم الحاكمين
 هود : 46 فرمود: » اى نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحى است ]= فرد ناشايسته‏ اى است ! پس، آنچه را از آن آگاه نيستى، از من مخواه! من به تو اندرز مى‏ دهم تا از جاهلان نباشى!!«

 قال يانوح انه ليس من أهلك انه عمل غير صالح فلا تسألن ما ليس لك به علم انى أعظك أن تكون من الجاهلين‏ هود : 45 نوح به پروردگارش عرض كرد: »پروردگارا! پسرم از خاندان من است؛ و وعده تو ( در مورد نجات خاندانم ) حق است؛ و تو از همه حكم‏ كنندگان برترى!«
 2 - جعفر كذّاب پسر امام برادر امام و عموى امام و نسل پيغمبر، خود را به گونه‏ اى بدبخت  و بيچاره كرد كه منكر وجود امام زمان روحى لتراب مقدمه الفداء را، منكر شد و ادعاى امامت كرد و. و.   تا اينكه درجه كذّابى را، به دوش زد و رفت.
 به چند آيه مباركه دقت نمائيد كه تكليف را روشن نموده است.
1 -  فَإِذَا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلَا أَنسَابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَلَا يَتَسَاءلُونَ ﴿۱۰۱مومنون﴾پس كسانى كه كفه

فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۱۰۲ميزان [اعمال] آنان سنگين باشد ايشان رستگارانند (مومنون۱۰۲)   
وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِينُهُ فَأُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ فِي جَهَنَّمَ خَالِدُونَ ﴿۱۰۳﴾﴾و كسانى كه كفه ميزان [اعمال]شان سبك باشد آنان به خويشتن زيان زده [و] هميشه در جهنم مى‏ مانند (۱۰۳)       
تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النَّارُ وَهُمْ فِيهَا كَالِحُونَ ﴿آتش چهره آنها را مى‏سوزاند و آنان در آنجا ترش‏رويند (۱۰۴مومنون)
  2 - ياايها الناس اتقوا ربكم و اخشوا يوما لايجزى والد عن ولده و لا مولود هو جاز عن والده شيئا ان وعد الله حق فلا تغرنكم الحيوة الدنيا و لايغرنكم بالله‏ الغرور  لقمان : 33 اى مردم! تقواى الهى پيشه كنيد و بترسيد از روزى كه نه پدر كيفر اعمال فرزندش را تحمّل مى‏ كند، و نه فرزند چيزى از كيفر ( اعمال ) پدرش را؛ به يقين وعده الهى حقّ است؛ پس مبادا زندگانى دنيا شما را بفريبد، و مبادا ( شيطان ) فريبكار شما را  ( به كرم ) خدا مغرور سازد!
3 - وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى وَإِن تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلَى حِمْلِهَا لَا يُحْمَلْ مِنْهُ شَيْءٌ وَلَوْ كَانَ ذَا قُرْبَى إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالغَيْبِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَمَن تَزَكَّى فَإِنَّمَا يَتَزَكَّى لِنَفْسِهِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ سوره فاطر(۱۸) و هيچ باربردارنده‏ اى بار [گناه] ديگرى را برنمى‏ دارد و اگر گرانبارى [ديگرى را به يارى] به سوى بارش فرا خواند چيزى از آن برداشته نمى‏شود هر چند خويشاوند باشد [تو] تنها كسانى را كه از پروردگارشان در نهان مى‏ترسند و نماز برپا مى‏دارند هشدار مى‏دهى و هر كس پاكيزگى جويد تنها براى خود پاكيزگى مى‏جويد و فرجام [كارها] به سوى خداست .

4 -  لن تنفعكم أرحامكم و لا أولادكم يوم القيامة يفصل بينكم و الله بما تعملون‏ بصير ممتحنه : 3  هرگز بستگان و فرزندانتان روز قيامت سودى به حالتان نخواهند داشت؛ ميان شما جدايى مى‏ افكند؛ و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست.
طاووس (یمانی) گوید. در وسط شب دیدم مردی به استار کعبه چسبیده و می گوید.

الاایها المامول فی کل حاجه ....شکوت الیک الضر فاسمع شکایتی  تا اخر

دقت کردم دیدم علی بن حسین علیه السلام است . گفتم یابن رسول الله  این چه جزعیست تو فرزند رسول خدائی و چهار خصلت برایت هست . رحمت خدا . و شفاعت جدت رسول خدا. و تو فرزند اوئی . و تو طفل صغیری ؟!

فرمود: ای طاووس من در کتاب خدا نظر کردم  در این باره برای خودم چیزی ندیدم در حالی که خدا فرموده لایشفعون الا لمن ارتضی  وهم من خشیته مشفقون .

و اما  فرزند رسول خدا بودنم خداوند فرموده .فاذا نفخ فی الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتسائلون فن ثقلت موازینه فاولئک هم المفلحون و من خفت موازینه فاولئک الذین خسروا انفسهم فی جهنم خالدون .

و اما بچه بودنم. من دیدم هیزم های بزرگ روشن نمی شود مگر با هیزمهای کوچک .

سپس حضرت گریست و افتاد و غش کرد. 0( صحیفه سجادیه جامعه ص 514 ابطحی).

امام زمان روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء در توقیع  جواب اسحاق بن یعقوب نوشت : و اما ما سئلت ارشدک الله و ثبتک من  امرالمنکرین لی من اهل بیتنا و بنی عمنا . انه لیس بین الله عزوجل و بین احد قرابه و من انکرنی فلیس منی و سبیله سبیل ابن نوح واما سبل عمی جعفر وولده فسبیل اخوه یوسف .

و اما آنچه که سوال کردی خدا تورا ارشاد نماید از کار انکار کنند گان من از اهل بیت و پسران عموهایم . همانا میان خدای عز و جل و کسی قرابتی نیست هرکس مرا انکار نماید راهش راه پسر نوح است واما عمویم جعفر و فرزندانش راه برادران یوسف است.

( الغیبه طوسی ص 355 از محمدب یعقوی کلینی ) ودر کال الدین صدوق آمده است)..

عزیزان در دو روایت فوق زیاد دقت کنید.

5- يوم‏ تكون السماء كالمهل معارج :8  همان روز كه آسمان همچون فلز گداخته مى‏شود، و تكون الجبا ل‏ كالعهن‏  معارج : 9  و كوه‏ها مانند پشم رنگين متلاشى خواهد بود،

و لايسأل حميم حميمامعارج : 10 و هيچ دوست صميمى سراغ دوستش رانمى گيرد!. يبصرونهم يودالمجرم لو يفتدى من عذاب يومئذ ببنيه معارج : 11 آنها را نشانشان مى‏ دهند (ولى هر كس گرفتار كار خويشتن است)، چنان است كه گنهكار دوست مى‏دارد فرزندان خود را در برابر عذاب آن روز فدا كند،
 و صاحبته و أخيه‏  معارج : 12 و همسر و برادرش را،
 و فصيلته التى تؤويه  ‏ معارج : 13 و قبيله‏اش را كه هميشه از او حمايت مى‏كرد،
 و من فى الارض جميعا ثم ينجيه  معارج : 14 و همه مردم روى زمين را تا مايه نجاتش گردند؛كلا انها لظى‏ معارج : 15 امّا هرگز چنين نيست (كه با اينها بتوان نجات يافت، آرى) شعله‏ هاى سوزان آتش است،نزاعة للشوى‏  معارج : 16 دست و پا و پوست سر را مى‏كند و مى‏ برد!
 5 - فاذا جائت الصّاخة  عبس : 33 هنگامى كه آن صداى مهيب ]= صيحه رستاخيز [بيايد، )كافران در اندوه عميقى فرومى‏ روند(!
 يوم يفر المرء من أخيه‏  عبس : 34 در آن روز كه انسان از برادر خود مى‏گريزد،
 و أمه و أبيه‏  عبس : 35 و از مادر و پدرش،
 و صاحبته و بنيه‏  عبس : 36 و زن و فرزندانش؛
 لكل امرى منهم يومئذ شأن يغنيه‏  عبس : 37 در آن روز هر كدام از آنها وضعى دارد كه او را كاملاً به خود مشغول مى‏سازد!
 6 - يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لاَّ بَيْعٌ فِيهِ وَلاَ خُلَّةٌ وَلاَ شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۵۴ بقره ﴾ اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از آنچه به شما روزى داده‏ايم انفاق كنيد پيش از آنكه روزى فرا رسد كه در آن نه داد و ستدى است و نه دوستى و نه شفاعتى و كافران خود ستمكارانند (۲۵۴)

پس عزيزان بهوش باشيم و خود را با متاع دنيا و درجات و حسب نسب آن، فريب ندهيم عمل لازم است و عشق بمعبود وبس .
  خدايا به احترام محمد و آل محمد ما را مشمول رحمت خود قرار داده و عاقبت بخير بگردان آمين يا رب العالمین