69 - حمیرا (عایشه ) قسمت (1 )
94 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

                                                                                        پيشگفتار
  
                                 مختصرى از حالات حميراء )عايشه( زوجه رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم
 
 در اين مختصر تحقيق و بر رسى در باره سنّ و ساير حالات همسر گرامى رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از منابع و مصادر خود برادران اهل سنّت، انجام گرفته كه مورد اعتراض واقع نشود و بايد توجه داشت كه هيچگونه نظر بدگوئى يا خداى نكرده قصد توهينى به او، در ميان نيست، بلكه منظور بيان حقايقى از حالات او در دوران عمرش و كيفيت رفتار او، با خاندان و اهلبيت رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم خاصّه أمير مؤمنان على عليه السّلام مى‏باشد.
 و همچنين عدم رعايت اين بانو، اجر رسالت و مزد نبوت  رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم كه برابر نص صريح چندين آيه مباركه از قرآن كريم كه »مودّت اهلبيت مخصوصا چهارتن از آل كساء على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام« مى‏باشد را، رعايت نكرد و هيچگونه محبتى از او، نسبت به آنها، اظهار و ابراز، نگرديد ويا قبولى تمام عبادات و طاعات كه در گرو »قبول ولايت على و أولاد على عليهم السلام« است را هيچوقت در نظر نگرفت و به روى خود نياورد.
 ويا برابر روايات فراوان خود برادران اهل سنّت كه  رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم در ساعات آخر عمرش فرمود: »انّى تارك فيكم الثّقلين كتاب اللّه و عترتى انّهما لن يفترقا حتّى بردا علىّ الحوض« را به اجرا نگذاشت و با جلو كشيدن پدرش )ابوبكر(، مظلوم تاريخ، على عليه السّلام را، خانه نشين كرد و از استقرار صاحب حق در مسند خلافت، جلوگيرى نمود و تا به امروز عالم اسلام را، خاكستر نشين كرد.
 فقط استدعايم از خوانندگان عزيز، و مطالعه كنندگان اين مختصر اينست كه آن را با وجدان سالم و بدون غرض و تعصب و لجبازى يا تبعيت كور كورانه از پيشنيان متعصب و كينه توز، از نظر خود بگذرانند و بعد بينه و بين اللّه خود قضاوت نمايند كه آيا اين كارها از يك )أم‏المؤمنين( صحيح بود و چرا مانند همسران و أمّهات مؤمنان ديگر مانند أم سلمه و غيرها، طبق دستور خداى متعال . وقرن فى بيوتكنّ ولا تبرّجن تبرّج الجاهليّة الاولى«...، احزاب آيه 33. و درخانه خود بمانيد و همچون دوران جاهليّت )در ميان مردم( ظاهر نشويد... را .  سرمشق خود قرار نداد و در خانه‏ اش ننشست و با امام خود و ولىّ و حجّت خدا، ستيزه جوئى و نافرمانى كرد و قريب به 16 تا 30 هزار نفر از مسلمانان را در بصره )جنگ جمل( به كشتن داد و اتحاد مسلمين، را به افتراق و دشمنى كشانيد و به خاك سياه نشاند.
 البته عزيزان اگر كوچكترين اطلاعاتى از تاريخ اسلام، داشته باشند، به مطالب زياد در باره اين بانو، پى برده و به خيلى از سرپيچى ايشان از دستورات  رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم از قبيل »قبول ولايت، حديث منزلت، حدیث يوم الدار، و علىّ مع الحق، والحق مع علی یدور معه حیثما دار و صدها فرمايش ديگر و درنهايت اعلام ولايت وزعامت در غدير خم كه در ماههاى اخير عمر شريفش، به وقوع پيوست،  پی برده  خود به حق و حقيقت قضاوت خواهند نمود.  
 
     مطالبى در باره حميراء )عايشه( زوجه رسول خدا صلّى‏اللّه عليه و آله
 
 بسيارى از مورخان اسلامى از برادران اهل سنّت، در كتابهاى تاريخى خود سعى و كوشش فراوان نموده‏ اند، كه سنّ اين بانو را، هنگام ازدواج، كمتر از هفت سال جلوه دهند كه حتى بعضى‏ها نوشته‏ اند به اندازه‏اى كم سن و سال بود كه بعد از ازدواج با رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم، با اسباب بازى خود بازى مى‏كرد و حضرت زوجه‏ اى باكره، غير از اورا نداشت، و با كمال  تأسف اين عقيده تابه امروزه ادامه دارد و كسى فكر نكرده كه آخر ازدواج يك دختر شش ساله، با يك مرد نزديك شصت ساله، چه معنائی  دارد و چقدر براى  رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم، تبعیت از هوی و هوس، متوجه مى‏سازد! ك‏ه غربى‏ها با بهانه قرار دادن آن . كاريكاتورها و سخنان توهين‏ آميزى، درباره آن حضرت، اجرا نمايند، در حالى كه اين گونه نيست.
 مطالب آتى را با دقت مطالعه نموده خود، به واقعيت پى ببريد.
  عايشه در سال چهارم هجرت- چهار سال بعد از ازدواج رسول خدا با سوده، با آن حضرت ازدواج كرده است.
 
    1 -  ازدواج عايشه با جبير پيش از  رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله وسلّم
 
 در باره سنّ اين بانو را مؤرخين از 6 . 9 . 14 . 15 . 17 . تا 21 سالگى، تعيين نموده‏ اند و اينكه آيا او در زمان ازدواج، با آن حضرت باكره بود يانه، حرفها و نوشته‏ هاى گوناگون دارند كه به بعضى‏ها، در اين وجيزه، اشاره مى‏كنيم.
 ابن سعد در الطبقات الكبرى مى‏نويسد:
 عن عبد الله بن أبي ملكية قال خطب رسول الله صلي الله عليه وسلم عائشة بنت أبي بكر الصديق فقال إني كنت أعطيتها مطعما لابنه جبير فدعني حتي أسلّها منهم فاستسلّها منهم فطلقها فتزوجها رسول الله صلي الله عليه وسلم.
 عبد الله بن أبى مليكه مى‏گويد: رسول خدا صلى الله عليه  _وآله  _وسلم از عايشه دختر ابوبكر خواستگارى كرد، ابو بكر گفت: من عايشه را به مطعم براى پسرش جبير، عطا كرده‏ ام، اجازه بده تا او را از آن‏ها پس بگيرم . ابوبكر آن‏ها را منصرف كرد و طلاقش را گرفت، سپس رسول خدا با او ازدواج كرد.
 الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري )متوفاى230ه(، الطبقات الكبرى، ج (8 (7 ص 59ناشر: دار صادر ج بيروت؛ الاصابه، ج4، ص356
 العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاى852ه)، الإصابة في تمييز الصحابة، ج 8 ص 17، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412ه - 1992م.
 وروى ابن سعد عن أبى مليكة أن رسول الله صلى الله عليه وسلم عندما خطب عائشة . قال أبو بكر : إني كنت أعطيتها مطعما لابنه جبير . فدعني حتى أسلّها منهم .فاستسلّها منهم فطلّقها.فتزوجّها رسول الله صلى الله عليه وسلم.
 الطبقات الكبرى 59 / 7 ، الإصابة 359 / 4
 ابوبكر عايشه را به ازدواج )جبير بن مطعم( در آورد ، پس از مدتي او را از ايشان گرفته و طلاقش داد ...
 ابن سعد، طبقات الكبري، ص529؛ الاصابه، ج4، ص356
 در اينجا سؤالى پيش مى‏آيد:
 آيا پيامبر صلي الله عليه و آله از عايشه در حالي كه شوهر داشته خواستگاري كرده ؟؟؟!!!
  در جواب مى‏گوئيم:
 اولا: اين روايت در تعداد زیاد از كتاب های  اهل سنت نقل شده است لذا بايد آنها جواب بدهند نه ما، كه چطور چنين چيزي امكان دارد و هدف ما از نقل اين روايت ، الزام  طرف مقابل است به چيزي كه در كتابهايشان آمده است زيرا آنها مي گويند عايشه قبل از پيامبر صلي الله عليه و آله  ازدواج نكرده بود ولي ما از كتب خودشان آورديم كه چنين نيست در كتاب های شما نقل شده است كه عايشه قبلا با جبيربن مطعم ازدواج كرده بود.
 ثانيا:با دقت در روايات ديگر كه ازدواج عايشه با جبير را نقل كرده است، متوجه خواهيد شد كه دربرخي از عبارات چنين آمده است ثم تزوجها رسول الله صلى الله عليه وسلم،لطبقات الكبرى ج 8 ص 58،  در اين عبارت »ثم« آمده است كه دلالت بر تراخي دارد يعني ازدواج پيامبر صلي الله عليه و آله بعد از مدتي بعد از طلاق از  جبير بوده است
 ثالثا: اين خود ابوبكر بوده كه تلاش مي كرده تا عايشه را از جبير  جدا كند همچنان كه از روايات برداشت مي شود.
 
    2 - باكره بودن يا نبودن عايشه
 روايات باكره بودن عائشه را تنها از خود او نقل كرده اند و با روايت هاي ديگر در تناقض است.از جمله يروي ابو داود:لما تزوج بها اقام عندها ثلاثا ثم قال : ليس بك على اهلك هوان إن شئت سبعت... و كان رسول الله اذا تزوج البكر أقام عندها سبعا و اذا تزوج الثيب أقام عندها ثلاثا
 (سنن ابن داود / كتاب النكاح / باب في المقام عند البكر / رقم2124)
 اين روايت دقيقا بيان مي دارد كه آنچه عائشه خود روايت مي كند او بكر نبوده است ؛ زيرا چنانكه روايت بيان دارد پيامبر نزد زن باكره خود هفت روز و نزد غير باكره ها سه روز اقامت داشت اند. و چون نزد عائشه سه روز اقامت داشت، بيان كننده آن است كه عائشه آن چنان كه خود ادعا دارد بكر نبوده است!!؟
 البته در تواريخ آمده است كه ابوبكر هنگام مهاجرت به حبشه (8 سال قبل از هجرت(، پيش مطعم پدر جبير آمد و گفت: بهتر است قبل از رفتن ما، حميراء نامزد پسرت را، ببرى و لى مطعم به علت اسلام آوردن ابوبكر، اين پيوند را فسخ نمود و بهم زد.
 ازين گفتارها و تاريخها مشخص مى‏شود كه، حميراء آنوقت قابل ازدواج بوده است و حد اقل 9 سال يابيشتر از سنّش، گذشته بود كه با جبير بن مطعم ازدواج نموده است.
 ازدواج با جبيربن مطعم نيز باكرگى عايشه را زير سؤال مى‏برد، عائشه قبل از خواستگارى پيامبر نه تنها نامزد مرد ديگرى بوده . حتّى آماده ازدواج هم بوده است ، اين مرد جبير بن مطعم نام داشت )اين مسئله را اكثر راويان اهل سنّت بيان داشته‏ اند(.
 الطبقات الكبرى: ص 529، الاصابة: ج 4 ص 356، شيعه نيوز : 1 اسفند 1392.
 و اين روايت بيان كننده اين است كه عايشه هنگام ازدواج با  پيامبر حد اقل 17 ساله بوده و هم بر باكره گى او نيز ضربه مى‏زند.
 
     3 - عايشه همسر 6 ساله پيامبر اسلام 21 ساله از آب در آمد !!!
 
 نقد و بررسي سن ازدواج عائشه با پيامبر اسلام
 
     4 - محاسبه سن عايشه با استفاده از سال تولد او(21 سال)
 طبري آورده است كه: «ابوبكر صديق رضي الله عنه داراي چهار فرزند بود كه همه آنها را در دوره جاهليت به دنيا آمده بودند.»
 اگر عايشه قبل از بعثت به دنيا آمده باشد با احتساب 13 سال بعثت و دو سال بعد از هجرت و اينكه عايشه پيش از بعثت با جبير ازدواج نموده بود
 (فرض همان شش سالگي كه به دروغ نسبت داد )و پس از بعثت بعنوان بيستمين زن ايمان آورنده شناخته شده بود مى‏بايست سن او حداقل 21 سال بوده باشد .21= 13+2+6
 
    5 -  محاسبه سن عايشه با مقايسه بين سن او و خواهرش اسماء (21 سال)
 
 يكي از مسائلي كه سن دقيق عايشه را در هنگام ازدواج با رسول خدا به اثبات مي‏رساند،مقايسه سن او با سن خواهرش اسماء بنت أبي بكر است.
 طبق نقل بزرگان اهل سنت، اسماء ده سال از عائشه بزرگتر بوده و در سال اول هجري بيست و هفت سال داشته است. همچنين در سال هفتاد و سه از دنيا رفته است؛ در حالي كه صد ساله بوده است.ابونعيم اصفهاني در معرفة الصحابة مي‏نويسد:أسماء بنت أبي بكر الصديق ... كانت أخت عائشة لأبيها وكانت أسن من عائشةولدت قبل التأريخ بسبع وعشرين سنة.
 اسماء دختر ابوبكر، از جانب پدر خواهر عائشه و از او بزرگتر بود، اسماء، بيست و هفت سال قبل از تاريخ به دنيا آمد.
 الأصبهاني، ابونعيم أحمد بن عبد الله
 -متوفاي430ه-، معرفة الصحابة ج 6 ، ص 3253 ، رقم : 3769 ، طبق برنامه الجامع الكبير.
 و طبراني مي‏نويسد:مَاتَتْ أَسْمَاءُ بنتُ أبي بَكْرٍ الصِّدِّيقِ سَنَةَ ثَلاثٍ وَسَبْعِينَ بَعْدَ ابْنِهَا عبد اللَّهِ بن الزُّبَيْرِ بِلَيَالٍ ... وكان لاسماء يوم مَاتَتْ مِائَةُ سَنَةٍ وُلِدَتْ قبل التَّارِيخِ بِسَبْعٍ وَعِشْرِينَ سَنَةً وَقَبْلَ مَبْعَثِ النبي صلى اللَّهُ عليه وسلم بِسَبْعَ عَشْرَةَ سَنَةً
 اسماء دختر ابوبكر در سال هفتاد و سه و بعد از پسرش عبد الله بن زبير از دنيا رفت. اسماء در هنگام وفات صد سال داشت ،بيست و هفت سال قبل از تاريخ
 و هفده سال قبل از هجرت به دنيا آمده بود.   الطبراني، سليمان بن أحمد بن أيوب ابوالقاسم -متوفاي360ه- المعجم الكبير، ج 24 ، ص 77 ، تحقيق: حمدي بن عبدالمجيد السلفي، ناشر: مكتبة الزهراء - الموصل، الطبعة: الثانية، 1404ه ج 1983م.
 ابن عساكر نيز مي‏نويسد:كانت أخت عائشة لأبيها وكانت أسن من عائشة ولدت قبل التاريخ بسبع وعشرين سنة. اسماء از جانب پدر، خواهر عائشه و بزرگتر از وي بود، اسماء بيست و هفت سال قبل از تاريخ به دنيا آمده بود.
 ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي571ه تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل،
 ج 69 ، ص 9 ، تحقيق: محب الدين أبي سعيد  عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - 1995.
 و ابن اثير مي‏نويسد:قال أبو نعيم : ولدت قبل التاريخ بسبع وعشرين سنة.ابو نعيم گفته: اسماء بيست و هفت سال قبل از تاريخ به دنيا آمده است.
 الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد-متوفاي630ه- أسد الغابة في معرفة الصحابة،ج 7 ، ص 11 ، تحقيق عادل أحمد الرفاعي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، 1417 ه - 1996 م.
 و نووي مي‏نويسد:وعن الحافظ أبي نعيم قال ولدت أسماء قبل هجرة رسول الله صلى الله عليه وسلم بسبع وعشرين سنة .از حافظ أبونعيم نقل شده است كه گفت:
 اسماء بيست و هفت سال قبل از هجرت به دنيا آمد.
 النووي، ابوزكريا يحيي بن شرف بن مري، -متوفاي676 ه- ، تهذيب الأسماء واللغات ، ج 2 ، ص 598  597 ، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات ، دار النشر : دار الفكر - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1996م
 و حافظ هيثمي مي‏نويسد:وكانت لأسماء يوم ماتت مائة سنة ولدت قبل التاريخ بسبع وعشرين سنة وولدت أسماء لأبي بكر وسنه إحدى وعشرون سنة.
 اسماء در هنگام وفات صد سال داشت،بيست و هفت سال قبل از تاريخ به دنيا آمد،و ابوبكر در هنگام ولادت او بيست و يك سال داشت.
 الهيثمي، ابوالحسن علي بن أبي بكر -متوفاي 807 ه-، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج 9 ، ص 260 ، ناشر: دار الريان للتراث/ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت ج 1407ه..
 ابن حجر عسقلاني مي‏گويد: أسماء بنت أبي بكر الصديق زوج الزبير بن العوام من كبار الصحابة عاشت مائة سنة وماتت سنة ثلاث أو أربع وسبعين .
 اسماء دختر ابوبكر، همسر زبير بن عوام كه از بزرگان صحابه بود، صد سال زندگي كرد و در سال هفتاد و سه و يا هفتاد و چهار از دنيا رفت.
 العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل- تقريب التهذيب، ج 1 ، ص 743 ، تحقيق: م حمد عوامة، ناشر: دار الرشيد - سوريا، الطبعة: الأولى
 ابن عبدالبر قرطبي نيز مي‏نويسد: وتوفيت أسماء بمكة في جمادى الأولى سنة ثلاث وسبعين بعد قتل ابنها عبد الله بن الزبير بيسير...
 قال ابن اسحاق إن أسماء بنت أبي بكر أسلمت بعد اسلام سبعة عشر إنسانا... وماتت وقد بلغت مائة سنة.
 اسماء در جمادي الأول سال هفتاد و سه در مكه و بعد از كشته شدن فرزندش عبد الله بن زبير از دنيا رفت. ابن اسحاق گفته: اسماء دختر ابوبكر بعد از هفده نفر
 اسلام آورد و در حالي از دنيا رفت كه صد سال سن داشت.النمري القرطبي، ابوعمر يوسف بن عبد الله بن عبد البر، الاستيعاب في معرفة الأصحاب، ج 4 ، ص 1782 1783 ، تحقيق: علي محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412ه..
 صفدي مي‏نويسد:
 وماتت بعده بأيام يسيرة سنة ثلاث وسبعين للهجرة وهي وأبوها وابنها وزوجها صحابيون قيل إنها عاشت مائة.
 اسماء بعد از گذشت مدت كوتاهي پس از عبد الله بن زبيردر سال هفتاد و سه از دنيا رفت.پدر، پسر و همسر او صحابي بودند و گفته شده است كه او صد سال زندگي كرد.الصفدي، صلاح الدين خليل بن أيبك الوافي بالوفيات، ج 9 ، ص 36 ، تحقيق أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، ناش
 ر: دار إحياء التراث - بيروت - 1420ه- 2000م.
 و بيهقي نقل مي‏كند كه اسماء، ده سال از عايشه بزرگتر بوده است:
 أبو عبد الله بن منده حكاية عن بن أبي الزناد أن أسماء بنت أبي بكر كانت أكبر من عائشة بعشر سنين .
 ابن منده از ابن أبي الزناد نقل كرده است كه اسماء دختر ابوبكر، ده سال از عايشه بزرگتر بوده است.
 البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسي ابوبكرسنن البيهقي الكبرى، ج 6 ، ص 204 ، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة
 و ذهبي و ابن عساكر نيز همين مطلب را نقل مي‏كنند:قال عبد الرحمن بن أبي الزناد كانت أسماء أكبر من عائشة بعشر.
 الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، سير أعلام النبلاء، ج 2 ، ص 289 ، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413ه..
 ابن كثير دمشقي سلفي در كتاب البداية والنهاية مي‏نويسد:
 وممن قتل مع ابن الزبير فى سنة ثلاث وسبعين بمكة من الأعيان ... أسماء بنت أبى بكر والدة عبد الله بن الزبير... وهى أكبر من أختها عائشة بعشر سنين... وبلغت من العمر مائة سنة ولم يسقط لها سن ولم ينكر لها عقل .
 كساني كه با عبد الله بن زبير در سال هفتاد و سه در مكه از دنيا رفتند .... اسماء دختر ابوبكر مادر عبد الله بن زبير ...او از خواهرش عايشه ده سال بزرگتر بود، در حالي از دنيا رفت كه صد ساله بود و هيچ يك از دندان‏هاي او نيفتاده و عقلش نيز دچار اختلال نشده بود.ابن كثير الدمشقي، إسماعيل بن عمر القرشي
 ابوالفداء، البداية والنهاية، ج 8 ، ص 346  345 ، ناشر: مكتبة المعارف ج بيروت.
 ملا علي قاري مي‏نويسد:
 وهي أكبر من أختها عائشة بعشر سنين وماتت بعد قتل ابنها بعشرة أيام ... ولها مائة سنة ولم يقع لها سن ولم ينكر من عقلها شي‏ء ، وذلك سنة ثلاث وسبعين بمكة.
 اسماء از خواهرش عايشه ده سال بزرگتر بود، ده روز بعد از كشته شدن پسرش از دنيا رفت، در هنگام مرگ صد سال داشت، دندانهايش نيفاده
 و عقلش دچار اختلال نشده بود، وفات او در سال هفتاد و سه در مكه اتفاق افتاد.ملا علي القاري، علي بن سلطان محمد الهروي، مرقاة المفاتيح
 شرح مشكاة المصابيح، ج 1 ، ص 331 ، تحقيق: جمال عيتاني،
 و امير صنعاني مي‏نويسد:وهي أكبر من عايشه بعشر سنين وماتت بمكة بعد أن قتل ابنها بأقل من شهر ولهامن العمر مائة سنة وذلك سنة ثلاث وسبعين .
 اسماء ده سال از عايشه بزگتر بود، و در مكه و و كمتر از يك ماه بعد از كشته شدن پسرش از دنيا رفت، در حالي كه صد سال سن داشت. اين مطلب در سال هفتاد و سه اتفاق افتاد .
 الصنعاني الأمير، محمد بن إسماعيل سبل السلام شرح بلوغ المرام من أدلة الأحكام، ج 1 ، ص 39 ، تحقيق: محمد عبد العزيز الخولي، ناشر:دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الرابعة،.
 نتيجه : اسماء در سال اول بعثت 14 ساله و 10 سال از عايشه بزرگتر بوده است . پس عايشه در سال اول بعثت 4 ساله و در سال 13 بعثت (سال عقد با رسول خدا( 17 ساله و در سال چهام هجرت )سال ازدواج رسمي با پيامبر( 21 ساله بوده است.
 از طرف ديگر: اسماء در سال 73 صد ساله بوده ، صد منهاي 73 مساوي است با 27 . پس در سال اول هجرت، 27 سال داشته است.اسماء از عايشه10 سال بزرگتر بوده. 10 منهاي 27 مساوي است با 17 .پس عايشه در سال اول هجرت 17 سال سن داشته است . پيش از اين ثابت كرديم كه پيامبر در شوال سال چهارم هجري رسماً با عائشه ازدواج كرده است ؛ يعني عايشه در هنگام ازدواج با رسول خدا 21سال داشته است.
    6 - محاسبه سن عايشه با استفاده از سن حضرت فاطمه (س( (21    سال يا بيشتر
 قوله  صلى الله عليه وآله وسلم لفاطمة : أنها سيدة نساء العالمين ، وبين ما نسب إليه صلى الله عليه وآله وسلم  من أنه لم يكمل من النساء إلا مريم ابنة عمران ، وآسية امرأة فرعون ، وأن فضل عائشة على النساء كفضل الثريد على سائر الطعام .السيرة النبوية لابن كثير ج 2 ص 137 .
 يقول الطحاوي :  قد يحتمل أن يكون ما في هذا الحديث قبل بلوغ فاطمة ، واستحقاقها الرتبة التي ذكرها رسول الله  صلى الله عليه وآله وسلم  لها . إلى أن قال : وأن كل فضل ذكر لغير فاطمة ، مما قد يحتمل أن تكون فضلت به فاطمة ، محتملا لان يكون وهي حينئذ صغيرة ، ثم بلغت بعد ذلك الخ مشكل الآثار ج 1 ص 52
 لقد قال الطحاوي هذا ، بعد أن جزم قبل ذلك بقليل ، بأن فاطمة صلوات الله وسلامه عليها كان عمرها حين توفيت خمسا وعشرين سنة .مشكل الآثار ج 1 ص 47
 عالمان اهل سنت سخن از پيامبر در مورد عايشه نقل كردند كه پيامبر فرموده فاطمه سرور تمام بانوان جهان است و در مورد عايشه فضيلتي را برشمرد كه بر ديگر زنان برتري دارد و ديگران آن را ندارند .
 نكته: وقتي كسي ميگويد فاطمه سرور تمام بانوان جهان باشد چگونه براي عايشه فضيلتي است كه براي او نيست ؟!
 عالمان اهل سنت مانند  طحاوي كه ناقل آن دو حديث نيز مي باشد چنين توجيه كرده است كه جمله اي كه درباره عايشه آمده است مربوط به زمانيست كه فاطمه كوچك و نابالغ بوده .
 خود او ميگويد : فاطمه در بيست و پنج سالگي در گذشت مشكل الاثار ج 1 ص47و52 - سيره صحيح پيامبر بزرگ اسلام .ص264
 به اين ترتيب ميدانيم كه حضرت زهرا دو تا سه سال پيش از بعثت به دنيا آمده اند و ضمنا طبق اين روايت از عايشه چند سالي (حداقل سه سال) كوچكتر بودند ، بر اين اساس اگر ازدواج عايشه را سال چهارم پس از هجرت در نظر بگيريم بازبه سني بالاي 21 سال براي عايشه هنگام ازدواج با پيامبر مي رسيم .
 
     7 - محاسبه سن عايشه با استفاده از سن ايمان او (21 سال)
 
 سال اسلام آوردن عايشه نيز، سن او را در هنگام ازدواج با رسول خدا مشخص و روشن مي‏كند . طبق گفته بزرگان اهل سنت، عايشه اول بعثت ايمان آورد
 و جزء هيجده نفر اولي بود كه به نداي رسول خدا لبيك گفت.
 نووي در تهذيب الإسماء مي‏نويسد: و ذكر أبو بكر بن أبي خيثمة في تاريخه عن ابن إسحاق أن عائشة أسلمت صغيرة بعد ثمانية عشر إنسانا ممن أسلم .
 ابن خيثميه در تاريخش از ابن اسحاق نقل كرده است:كه عايشه در كودكي و بعد از هيجده نفر ايمان آورد.
 النووي، ابوزكريا يحيي بن شرف بن مري(متوفاي676 ه) ، تهذيب الأسماء واللغات ،ج 2 ، ص 615 ، تحقيق : مكتب البحوث والدراسات ،دار النشر : دار الفكر - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1996م.
 و مقدسي مي‏گويد: وممن سبق إسلامه أبو عبيدة بن الجراح والزبير بن العوام وعثمان بن مظعون ... ومن النساء أسماء بنت عميس الخثعمية امرأة جعفر ابن أبي طالب وفاطمة بنت الخطاب امرأة سعيدبن زيد بن عمرو وأسما بنت أبي بكر وعائشة وهي صغيرة فكان إسلام هؤلاء في يدعو في خفية قبل أن يدخل دار أرقم بن أبي الأرقم.ثلاث سنين ورسول الله كساني كه در اسلام آوردن بر ديگران سبقت گرفتند:ابوعبيده جراح .... و از زنان اسماء دختر بنت عميس همسر جعفر بن أبي طالب ... و عائشه كه در آن زمان خردسال بود . اين افراد در سه سال اول بعثت كه رسول خدا مخفيانه مردم را به ايمان دعوت مي‏كرد،اسلام آوردند، قبل از آن كه رسول خدا وارد خانه أرقم بن أبي الأرقم بشوند.المقدسي، مطهر بن طاهر -متوفاي507 ه- البدء والتاريخ ، ج 4 ، ص 146 ، ناشر : مكتبة الثقافة الدينية ج بورسعيد.
 و ابن هشام نيز نام عائشه را جزء كساني مي‏آورد كه در سال اول بعثت ايمان آورده است ؛ در حالي كه هنوز كودك بوده است.
 إسلام أسماء وعائشة ابنتي أبي بكر وخباب بن الارت وأسماء بنت أبي بكروعائشة بنت أبي بكر وهي يؤمئذصغيرة وخباب بن الأرت حليف بني زهرة.الحميري المعافري، عبد الملك بن هشام بن أيوب ابومحمد -متوفاي213ه السيرة النبوية، ج 2 ، ص 92 ، تحقيق طه عبد الرءوف سعد، ناشر: دار الجيل،الطبعة: الأولى، بيروت
 اگر عائشه در زمان اسلام آوردنش - سال اول بعثت-هفت ساله بوده باشد، در سال چهارم هجري - سال ازدواج رسمي با رسول خدا- 24ساله خواهد بود.
 بنابر اين گفته حتي اگر در بدترين حالت سن عايشه را حداقل سن خرد پذير 4 سالگي(با فرض ضريب هوشي بالا) در نظر بگيريم باز سن ازدواج عايشه با پيامبر در 21 سالگي خواهد بود.    
 
     عايشه مفتي
 اما آنچه بيش از پيش روايات بالا بودن سن عايشه . حتى از 22 سال در هنگام مقاربت  را ميتوان در اين حديث كه سنيان همگي بر آن صحه گذاشته اند دريافت:
 وأخرج ابن سعد عن القاسم قال : كانت عائشة استقلت بالفتوى في عهد أبي بكر وعمر وعثمان .
 الحاكم ( المستدرك 8 / 4 ) وسير أعلام النبلاء 133 / 2 .
 عايشه در زمان ابو بكر و عمر و عثمان در صدور فتوا استقلال يافته بود!
 اگر روايت خود عايشه را در مورد سنش بپذيريم كه در هنگام فوت پيامبر 18 سال داشته و چون پدرش بلافاصله در پس از پيامبر فوت كرده در اين صورت چگونه ممكن است زني هجده ساله آنهم با حضور زنان ديگري چون ماريه قبطيه و ام سلمه و ... كه هم بزرگتر از او و هم به گواهي تاريخ دانشمند تر بوده اند يا در حضور بانويي چون حضرت زهرا سلام الله عليها بتواند استقلال در قضاو فتوا دادن داشته باشد،! مگر آنكه سنش بسيار بيشتر از آنچه باشد كه خود ميگويد.
 از ديگر سو ما در تاريخ با انبوهي از روايتهايي مواجهيم كه عايشه از پيامبر نقل ميكند حال اگر فرض كنيم كه همانگونه كه عايشه خود نقل ميكند سنش در هنگام مقاربت  پيامبر 9 سال بوده و آنچنانكه مدعي است در آن هنگام از فرط خرد سالي هنوز با اسباب بازهايش بازي ميكرده اما باز ميبينيم روايتهاي فقهي عايشه كه مورد استناد اهل سنت است بسيار فراوان است و لازمه اعتماد به آنها اين استكه عايشه از حالت كودكي خارج شده باشد يعني حداقل 16 ساله باشد تا بتوان به گفته وي اعتماد كرد با اين حساب آيا منطقي است كه در عرض دو سال يعني تا 18 ساله شدن بيش از 25000 حديث از پيامبر شنيده باشد تازه آنهم احاديث فقهي فقط؟!
 ادامه دارد . . .