62 - ولایت شرط قبولی اعمال5
401 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

3. ولایت شرط قبولی اعمال

تعدادی از اخبار اهل سنّت در باره ولایت علی علیه السلام

در مدح تو ای مظهر اضداد چه گوییم××× بالاست مقام تو و گفتار قصیر است

با این که تویی پادشه عالم هستی×××کرباس تو را جامه و فرش تو حصیر است

راستی درباره عظمت و فضائل و مقامات امیرمؤمنان علی علیه السلام سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل می نماید ولی با مقداری فرورفتن در بحر فضائل بی شمار او انسان متوجه می شود که بیان فضائل او سخت مشکل و دشوار و بیرون از نیروی ماست.

حضرت آیت الله العظمی بهجت قدس سره در بین سخنان خویش به مناسبت های گوناگون به ذکر فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام می پرداختند. ایشان تأکید داشتند که برای بیان فضائل و اثبات حقانیت علی علیه السلام، چه بسا نیازی به کتاب های شیعه نباشد؛ چراکه کتاب های اهل سنت پر است از این مطالب، که هر دو گروه را کفایت و برای اهل سنت الزام آور است.

واقعاهم این طور است برای شخص منصف و با وجدان، در این مورد جای شک و تردید باقی نمی ماند، در خود صحاح سته و مسندها و کتاب های معتبر، آنچنان روایات ولایت و فضائل حضرت علی علیه السلام را نقل کرده اند که دریایی از آن نهفته است و احتیاج به غواص ماهری دارد که از این دریا بهره لازم را ببرد.

محمد بن ادریس شافعی )رئیس مذهب شافعی، از مذاهب چهارگانه مکتب خلفاست. او به سال 150 ه.ق در شهر غزّه در فلسطین متولد شده و به سال 204 ه.ق در قاهره وفات یافته است(.

در مدح و ستایش امیر مؤمنان علی علیه السلام می گوید:

قیل لی: قُلْ فی علی مَدْحاً×××ذِکرُهُ یخْمِدُ ناراً مُؤْصَدةً

قُلْتُ لا اُقدِم فی مَدْحِ امْرِءٍ×××ضَلَّ ذُو اللُّبِّ اِلی اَنْ عَبَدَه

وَ النَّبِی الْمُصْطَفی قالَ لَنا×××لَیلَةَ الْمِعْراجِ لَمّا صَعَدَه

وَضَعَ اللّهُ بِظَهْری یدَهُ×××فَأَحَسَّ الْقَلْبُ مِمّا بَرَدَه

وَ عَلِی واضِعٌ أَقْدامَهُ×××فی مَحَلٍ وَضَعَ اللّهُ یدَه

به من گفتند: درباره علی ستایشی بسُرای××که یاد آن آتش سوزان را خاموش نماید.

گفتم: در ستایش مردی اقدام نمی کنم! که صاحبان عقل، درباره اش به حیرت افتادند و او را پرستیدند!

پیامبر برگزیده به ما فرمود×× شب معراج که او را به آسمان بالا بردند،

خداوند دست خویش را بر پشت من نهاد.×× از شیرینی آن قلب )پر آشوب وسوزان ( من خنک شد )و آرام گرفت(.

و علی )در ماجرای شکستن بت های کعبه( پای خود را همانجائی گذاشت )که خداوند در شب معراج( دست خود راآنجا نهاده بود.

جریان بت شکنی آن حضرت، پس از فتح مکه، شهره آفاق و در کتاب های فریقین، متواترا آمده است که نیازی به آوردن آنها نیست.) مسند احمد حنبل 1/183).

بر کسی پوشیده نیست که بعد از وفات نبی صلّی اللّه علیه و آله و در جریان سیاسی سقیفه بنی ساعدة راه خلفای ثلاثه و راه علی علیه السلام جدا شد. برخی با برنامه ریزی قبلی علی علیه السلام را کنار گذاشتند و مسیری را که به دست رسول خدا تعیین شده بود، نگرفتند و آن را ادامه دادند. اگر در این مورد، ادله و وجدان، قاضی و داور باشد نه تعصب و اغراض و دواعی دیگر، خلافت علی علیه السلام بعد از رسول خدا برای همه مسلّم بود. در این صورت متخلف از آن مصداق »لاتدری ما احدثوا بعدک« خواهد شد.

در روایت فریقین آمده است، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود:»من مات ولم یعرف امام زمانه، فقد مات میتةً جاهلیةً« هرکس امام خود را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

حال برای اطلاع از امام بعد از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله به تعدادی از روایات برادران اهل سنّت که در کتاب های معتبرشان، آمده و تعداد زیاد از آنها در تفسیر آیات گذشت و مضافا بر آن روایات بعدی را )که مشت نمونه ای از خروار است( را با دقت کامل، مورد توجه قرار دهید.

ولی واقعا شایان توجه است که بیان آیات و احادیث نبوی پیرامون فضایل و مناقب حضرت علی علیه السلام، از سوی پیروان مکتب خلفا، امر شگفت آوری نیست، چیزی که باعث تعجب و تأثر است این است که با ذکر این همه فضیلت و کمال برای آن حضرت، چگونه شد که نزدیک به یک قرن در عالم اسلام، سبّ و لعن آن بزرگوار امر رایج و جاری روزگار گردید؟!

چگونه آن همه سفارش پیامبر درباره علی علیه السلام را به بازی گرفتند؟!

چطور ننگ نافرمانی از خدا و رسولش را پذیرفتند؟!

چرا منکر برتری و حقانیت او شدند؟!

چرا دیگرانی را که از فضیلت و کمال بی بهره بودند، بر بهترین مردان ترجیح دادند؟!

چرا به ندای فطرت خویش این چنین پاسخ دادند و اینگونه به داوری نشستند؟!

چرا و چرا و ده ها چراهای دیگر.. ..

تاریخ از مظلومیت علی علیه السلام چه بگوید؟ همان بهتر که از شرم، سر به زیر افکند! بشریت از سکوت در برابر جسارت هایی که بر او روا داشتند، چگونه دفاع کند؟ بگذار تاوان این سکوت و آن جسارت ها را بپردازد....

اینک از پس قرون و اعصار، و از میانه ظلمت ها و سیاهی ها، این پرتو فضایل و مناقب علی علیه السلام است که همچنان می تابد و روشنگری می کند. و این مختصر نمونه ای است از صدها پرتوی پرفروغ برتری های مولا علی علیه السلام، برگرفته از قرآن و سنّتِ پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و برگزیده از کتاب های دانشمندان مکتبِ خلفا. باشد که با ذکر این دلایل و مناقب، شخص و یا اشخاصی با کنار گذاشتن تعصب و تقلید از نیاکان، سر به آستان ملکوتی این مولای مظلومان بساید و راه حق و حقیقت را بیابد انشاءاللّه.

ولایت و امامت علی(ع)

روایاتی که بر امامت بلافصل آن مولا در منابع اهل سنّت وجود دارد بیش از آن است که منعکس گردد و از طرفی حدیث معروف ثقلین، حدیث منزلت، حدیث یوم الدّار، حدیث غدیر و لیلة المبیت و مباهله و امثال آن که معروف و متواترند بارها مطرح شده و در منابع فراوانی آمده است بدینجهت در اینجا متعرض نمی شویم.

آنچه در این جا می آوریم، جز آنهائی که متواترند برخی از روایاتی است که به ولایت و امامت و زعامت آن حضرت، دلالت صریحتری دارند و در گفته ها و نوشته ها، به آن ها اشاره شده است.

1 - پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمود: انگشتر به دست راست کن تا از مقرّبین باشی،عرض کرد یا رسول اللّه؟ چه انگشتری بر دست کنم. فرمود: عقیق سرخ پس براستی آن کوه و سنگی است که به وحدانیت خدا «ولی بالنّبوّة ولک بالوصیة ولولدک بالامامة...؛ وبه نبوت من و ولایت اولادت، اقرار کرده است. المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 85، حدیث 84 و به 2 - از ابن بریده...نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «لکلّ نبی وصی و وارث و انّ علیاً وصییی و وارثی؛برای هر پیغمبری جانشین و وارثی است، و براستی علی جانشین و وارث من است. المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 319، حدیث 322 »

3 - در روایت مربوط به عبادت آن حضرت این جمله را داشتیم که خداوند به ملائکه اش فرمود:« أشهدکم أنّه امام خلقی و مولی بریتی«؛ شما را شاهد می گیرم که او )علی( امام مخلوقم و سرپرست آفریده های من است. ابن کثیر دمشقی، البدایة و النهایة، بیروت، مکتبةالمعارف، ج 7، ص346.

4 - عمروبن میمون از ابن عباس نقل نموده که رسول خداصلی الله علیه وآله به علی علیه السلام فرمود: أنت ولی کلّ مؤمنٍ بعدی؛ یا علی! تو بعد از من رهبر و سرپرست تمام مؤمنین هستی. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، بیروت، دارالمعرفه، ج 3، ص 124، ینابیع المودة، سلیمان قندوزی، باب 20، ص 103، تاریخ الخلفاء سیوطی، باب فضائل علی علیه السلام، ص173.

در این حدیث با توجّه به کلمه «بعدی» معنای ولی صراحت در رهبری و امامت دارد، و معنی ندارد که پیامبر بفرماید تو محبوب مؤمنان بعد از من هستی.

راستی باید گفت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در معرّفی علی علیه السلام و بیان منزلت ها و مقامات امیرمؤمنان علیه السلام هرگز کوتاهی نکرد و با شیوه های مختلف محوریت و رهبریت او را به جامعه معرّفی نمود، گاه دست او را بالا برد و فرمود:

5 - این علی مولا و رهبر مردم است» و گاه می فرمود: «علی مع القرآن و القرآن مع علی لن یفترقا...؛ علی با قرآن است و قرآن با علی علیه السلام است و هرگز آن دو از هم جدا نمی شوند. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، بیروت، دارالمعرفه، ج 3، ص 124،، فرائد السمطین، همان، ج 1، ص 439، ینابیع المودة، همان، باب 20، ص 104، هیثمی، مجمع الزوائد، ج 9، ص 135.

6 - گاه او را محور حق معرّفی نمود، در حدیث متواتر این جمله آمده است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «علی مع الحقّ و الحقّ مع علی و لن یفترقا حتی یردا علی الحوض یوم القیامة؛ المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 105، حدیث 108 علی با حق است و حق با علی است و هرگز آن دو از هم جدا نمی شوند تا در روز قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»

7 - در روایت دیگر فرمود: سیکون من بعدی فتنة، فاذا کان ذلک، فالزموا علی بن ابی طالب، فانّه الفاروق بین الحقّ و الباطل؛ بزودی بعد از من فتنه(ها) پیدا می شود، پس همراه علی بن ابی طالب باشید، زیرا او(معیار) جدا کننده بین حق و باطل است. المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 105، حدیث 109

و فرمود: کسی که از علی جدا شود از من جدا شده، و کسی که از من جدا شود از خدا فاصله گرفته است. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج 6، ص 221، شماره 3275؛ ینابیع المودة، همان، باب 42، ص 148؛ تاریخ دمشق، ابن عساکر، ج 2، ص 431.

8 - خلافت علی علیه السلام

از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است به علی علیه السّلام فرمود: «لاینْبَغی أَنْ أَذْهَبَ إِلا وَ أَنْتَ خَلِیفَتی... أَنْتَ وَلِیی فِی کل مُؤْمِنٍ بَعْدی؛ روا نیست که من از دنیا بروم و تو جانشین من نباشی....تو سرپرست برگزیده من بر هر مؤمن بعد از من هستی؛ مسند احمد، ج1، ص331؛ مستدرک حاکم، ج3، ص13؛ مجمع الزوائد، ج9، ص120؛ السنن الکبری، ج، ص113.

9 - رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:.. .. و لا یقبل الله إیمان عبد إلا بولایته و البراءة من أعدائه؛ و خداوند متعال ایمان بنده ای را قبول نمی کند، مگر اینکه ولایت او )حضرت علی علیه السلام( را داشته باشد و از دشمنان او بیزار باشد.

کنزالعمال، ج11، ص1؛ أمالی شیخ صدوق، ص138؛ ارشادالقلوب، ج2، ص209، مئة منقبه، ص176؛ روضةالواعظین، ج1، ص114؛ کشف الیقین، ص4؛ کشف الغمه، ج1، ص112؛ بناء المقالةالفاطمیه، ص369؛ تأویل الآیات، ص844 و..(.

10 - جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل نموده خدای عزّوجلّ در شب معراج فرمود:یا محمد؛ لو أن عبداً من عبادی عبدنی حتی ینقطع أو یصیر کالشن البالی ثم أتانی جاحداً لولایتکم ما غفرت له أو یقرّ بولایتکم. ای محمد! اگر بنده ای از بندگانم، مرا آن چنان عبادت کند که بمیرد یا همچون مشک خشک گردد سپس نزد من آید در حالی که ولایت شما را انکار کند او را نمی بخشم یا به ولایت شما اقرار نماید.

مناقب ابن مغازلی شافعی:297 ح 240). الشهب الثاقب، ص 66؛ الجواهر السنیة، ص 312؛ الاربعین شیخ ماحوذی، ص 212. الغیبه، ص95؛ مأة منقبة 17، ص 38؛ الاربعون حدیثاً، منتجب الدین بن بابویه، ص 4؛ الطرائف، ص173؛ شیخ البطحاء ابوطالب (ع)، ص 31؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 143؛ غایة المرام، ج 7، ص 78؛ مکیال المکارم، ج 1، ص 65؛ شرح احقاق الحق، ج 5، ص 46؛ بحار، ج 36، ص 216؛ الزام الناصب، ج 1، ص 163؛ مدینة المعاجز، ج 2، ص 312، ح 575؛

11 - حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرموده اند:.. . النظر الی وجه امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عبادة و ذکره عبادة ولایقبل الله ایمان عبد الا بولایته والبرائة من اعدائه».نگاه کردن به چهره امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب عبادت، و یاد او عبادت است. و ایمان کسی جز با دوستی با او و بیزاری جستن از دشمنان او پذیرفته نمی شود.)مناقب خوارزمی، 19 و 212؛ کفایة الطالب، گنجی شافعی، 214. )

12 - علمای اهل سنت نقل کرده اند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: یا علی! اگر کسی به اندازه عمر (حضرت) نوح خدا را عبادت کند، و به اندازه کوه احد طلا داشته باشد و در راه خدا انفاق نماید و به اندازه ای عمرش طولانی باشد که بتواند هزار بار پیاده به حج برود، آنگاه در (مکه) بین صفا و مروه مظلومانه کشته شود،.. .ثم لم یوالیک یا علی لم یشم رائحة الجنة ولم یدخلها ولی، ولایت تو را » ای علی!« نداشته باشد، بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید و هرگز وارد بهشت نخواهد شد. )مناقب، خطیب خوارزمی، مقتل الحسین (ع)، خوارزمی، 1/37).

و روایات فراوان دیگر که با کمترین مراجعه به مصادر و منابع حدیثی و روائی، مسئله مانند آفتاب درخشان روشن می شود.

13 - ولایت علی(ع) و بعثت پیامبر اکرم(ص)

عن سفیان الثوری، قال: حدثنی أبو عبدالله جعفر بن محمد قال: قال النبی(ص): أنه لیلة اسری بی إلی الله تعالی عرجت سماءا سماءا، و حاوزت الکروبیین و الملائکة الصافین و جاوزت موضعا لم ینته إلیه جبرئیل(ع)، وبلغت طوبی وسدرة المنتهی فأوحی إلی ربی ما أوحی. فقالت لی حملة العرش: بم بعثت یا محمد؟. فقلت: بولایتی وولایة أخی علی بن أبی طالب. نوادر المعجزات، محمّد بن جریر، ص 71، ح 34.

شبی که مرا به سوی پروردگار)معراج( بردند، آسمان به آسمان بالا بردند و از مقام های فرشتگان کروبیین و صافین گذشتم و از مقام جبرئیل بالاتر و به سدرةالمنهی رسیدم، پس حملة عرش الهی به من گفتند: ای محمد! برای چه مبعوث شدی؟ گفتم: به ولایت خودم و ولایت برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام.

14 - ولایت علی(ع) و بعثت پیامبران

ما رواه أبو نعیم الحافظ: تفسیر قوله تعالی: واسئل من ارسلنا من قبلک من رسلنا(زخرف: 45)؛ أن النبی(ص) لیلة أسری به إلی السماء جمع الله بینه و بین الأنبیاء ثم قال له: سلهم یا محمد؛ علی ما ذا بعثتم؟ فقالوا: بعثنا علی شهادة أن لا إله إلا الله، و الإقرار بنبوتک، و الولایة لعلی بن أبی طالب(ع).شب معراج خداوند متعال تمام پیامبران را جمع کرد و به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: ای محمد! از اینان سؤال کن برای چه شما به پیامبری مبعوث شدید؟ پس تمام پیامبران گفتند: مبعوث شده ایم که شهادت دهیم هیچ خدایی جز الله نیست و اینکه اقرار کنیم بر نبوت تو و ولایت حضرت علی علیه السلام.

شواهد التنزیل، ج 2، ص 223، ح 855؛العمده، ص353، ح 680؛ خصائص الوحی المبین، ص 170، ح 116؛ الطرائف، ص 101، ح 147؛ تأویل الآیات الظاهره، ص 546؛ نهج الحق، ص183؛ بحار، ج 36، ص 155؛ ینابیع المودة، ج 2، ص 246، ح 692؛ تفسیر اثنی عشری، ج 11، ص 478؛ تفسیر شریف لاهیجی، ج 4، ص 81؛ تفسیر منهج الصادقین، ج 8، ص 249؛ الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب، ج1، ص207؛ طرائف المقال، ج 2، ص 299؛ الامام علی(ع)، احمد رحمانی همدانی، ص 73، ح 19.

ای محمد! من تو را و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهما السلام را از سنخ نور خود خلق کردم و ولایت شما را بر اهل آسمان و زمین عرضه کردم. پس هر کس ولایت شما را قبول کند نزد من از مؤمنین خواهد بود و هر کس منکر ولایت شما شود نزد من از کافرین خواهد بود.

15 - حدیث منزلت و شباهت به هارون علیه السلام

وقتی مسلمانان برای جنگ )تبوک( با رومیان آماده حرکت شدند، پیامبر حضرت علی را در مدینه باقی گذارد و فرمود:

یا علی! مدینه در این شرایط جز با وجود من یاتو سامان نمی پذیرد. دشمن منتظر است با خروج من از مدینه، به شهر حمله کند. و من هم به فرمان خدا باید به تبوک بروم. اما اگر تو در مدینه بمانی کسی جرأت حمله به مدینه را نخواهد داشت.

منافقان - همان دشمنان علی - شایعه پراکندند، که چون علی از همراهی با پیامبر در جنگ با رومیان سرپیچی کرده است، پیامبر بناچار برای حفظ آبرو، او را در مدینه گذارده است.

حضرت علی پس از شنیدن این شایعه، فوری سلاح برگرفت، لباس رزم پوشید و خود را به اردوگاه پیامبر رسانید. خدمت حضرت شرفیاب شد و عرض کرد:

ای رسول خدا، دشمن شایع کرده است که شما بخاطر سرپیچی من از رفتن به جنگ، مرا در مدینه با کودکان و پیرمردان و بیماران باقی گذارده اید. اینک من به لشگر پیوسته ام و منتظر فرمان شما هستم.

پیامبر وقتی سخن علی را شنید فرمود: مدینه جز با وجود من یا تو سامان نمی پذیرد، و آنگاه افزود:

اَما تَرْضی اَنْ تَکونَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی اِلا اَنَّهُ لانَبِی بَعْدی؟

آیا راضی نیستی که منزلت تو نزد من همانند هارون به موسی باشد، جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد بود. )سنن ترمذی 5/638، صحیح بخاری 14/245.. ) برای آگاهی بیشتر به کتاب «المراجعات» تألیف سید شرف الدین، تحقیق شده توسط شیخ حسین راضی صفحه 376 مراجعه کنید(.

حضرت علی هم در پاسخ رسول خدا عرض کرد:راضی و خشنود شدم.

و این کلام را سه بارتکرار نمود. سپس به مدینه بازگشت تا مأموریت خویش را به انجام رساند.

روایت مشهور و مورد قبول فریقین.

«أَنْتَ مِنی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلا أَنهُ لا نَبِی بَعْدی؛ تو نسبت به من به منزله هارون به موسی هستی، تنها با این تفاوت که بعد از من پیامبری نخواهد بود». صحیح مسلم، ج7، ص120 و 121؛ سنن ترمذی، ج?، ص30 302?؛ مستدرک حاکم، ج2، ص337؛ ج3، ص109.

این ماجرا به »حدیث منزلت« شهرت یافته است. پیامبر حدیث منزلت را در مواقف دیگری غیر از تبوک نیز گفته است.

بنا بر این، علی علیه السلام تا زمانی که زنده باشد، واجد مقام خلافت و جانشینی پیامبر است چه در غیبت کوتاه پیامبر مانند جنگ تبوک، و چه در غیبت دائمی ایشان پس از رحلت.

16 - حق همیشه با علی است

وقتی که حضرت علی برای جنگ با اصحاب جمل عازم بصره بود، پیش از حرکت به نزد جناب اُمّ سَلَمه، همسر گرامی رسول خدا آمد تا از او خداحافظی کند.

جناب امّ سلمه گفت:

در حفظ و پناه خداوند حرکت کن، که سوگند به خدا، تو بر حق هستی و حق همیشه با توست. اگر نبود فرمان خدا و رسولش که به ما - همسران پیامبر- فرموده اند تا خانه نشینی اختیار کنیم، همراه تو حرکت می کردم. اما عزیزترین و بهترین کسانم را که از جانم بیشتر دوستش دارم - یعنی پسرم را - همراه تو می فرستم تا در رکاب تو بجنگد. المستدرک علی الصحیحین 3/129.

امّ سلمه خوب می دانست که چه می گوید. او آنچه را که گفت از پیش خود نگفت. او هم مانند بسیاری از مردم شنیده بود که پیامبر می فرمود:

رَحِمَ اللّهُ عَلِیاً، اللّهُمَّ اَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دارَ.

خدا علی را مورد رحمت خویش قرار دهد. بار الها حق را هر طور که علی گردید، همراه با او بگردان. المستدرک علی الصحیحین 3/135- سنن ترمذی 5/633.

یعنی هر کجا که علی است، حق هم آن جاست.

17 - علی با قرآن و قرآن با علی علیه السلام

ابو ثابت، غلام ابوذر می گوید:

در جنگ جمل من در لشکر علی بودم. وقتی عایشه، همسر پیامبر را دیدم که در صف مقابل، رو در روی علی به جنگ برخاسته است، مثل عده دیگری از مردم، تردید و دودلی ذهن مرا به خود مشغول داشت. تا ظهر در این تردید باقی ماندم. هنگام ظهر تردید از دلم رخت بربست و بر حقانیت علی یقین کردم و در رکاب او جنگیدم. پس از پایان جنگ به مدینه آمدم و به حضور یکی دیگر از همسران پیامبر - امّ سلمه - شتافتم، و به آن بانو عرض کردم:

نیامده ام که از شما درخواستی داشته باشم. من غلام ابوذر هستم و از جنگ جمل می آیم.

آن بانو به من خوش آمد گفت و من هم گزارش حضور خود در جبهه جنگ جمل را بیان کردم.

او به من فرمود: آن هنگام که دلها به تردید افتادند تو کجا بودی؟

من ماجرای دودلی خود را تا هنگام ظهر و سپس جنگیدن در رکاب علی را برایش تعریف کردم.

جناب امّ سلمه، پس از شنیدن داستان من، فرمود: آفرین بر تو که از یاری علی دست نکشیدی. من از پیامبر شنیدم که می فرمود:

علی مَعَ الْقُرْانِ وَ الْقُرانُ مَعَ عَلی، لَنْ یفْتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَی الْحَوْضَ.

علی همیشه همراه قرآن است، و قرآن هم با علی است، و این دو هرگز از یکدیگر جدا نمی شوند تا آنکه در کنار حوض کوثر بر من فرود آیند. المستدرک علی الصحیحین 3/134.

18 - علم علی(ع)

علم و دانش علی اکتسابی نیست تا استاد برتر از خود و شاگردان و هم دوره هایی همسان خود داشته باشد، بلکه علم او «لدنّی» است و و ریشه در علم الهی و آسمانی دارد، به این جهت علم او برهمه انسان های معمولی و غیر مرتبط با وحی آسمانی برتری و امتیاز دارد، و به همین جهت است که حتی در منابع اهل سنّت نیز از او به عنوان «أعلم النّاس» یاد شده است که به نمونه هایی اشاره می شود:

1- پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: أعلم امّتی من بعدی علی بن أبی طالب علیه السّلام؛ داناترین امّت من بعد از من علی بن ابی طالب علیه السلام، است.

المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 82، حدیث 67.فرائدالسمطین، جوینی، ج 1، ص 97، کفایة الطالب، الکرخی ص 332.

2- عبداللّه بن مسعود می گوید، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «قُسّمت الحکمة علی عشرة أجزاءٍ فاعطی علی تسعة و النّاس جزءً واحداً؛ حکمت (و دانش) به ده جزء تقسیم شده است و به علی نه قسمت آن و به (مابقی مردم) یکدهم داده شده است. المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 82، حدیث 68.و حلیة الاولیاء، ابی نعیم، ج 1، ص 64.

تمامی علوم بشری و پیشرفت های آن جزء همان یکدهم است، و علم علی علیه السلام، نُه برابر دانش تمامی بشریت است. و راز آن هم این است که ریشه در مهبط وحی الهی یعنی پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله دارد، که خود فرمود: «انا مدینة العلم و علی بابها، فمن أرادالعلم فیأت الباب؛ من شهر علم (الهی و وحیانی) هستم و علی دَرِ آن است پس هر کس اراده دانش دارد باید از درب (شهر) وارد شود. المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 91، حدیث 84.و انساب الاشراف، ج 2، ص 124.

3- عایشه درباره علی علیه السلام، می گوید: «هو اعلم النّاس بالسّنة؛ او داناترین مردم نسبت به سنّت (پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می باشد.کنزالعمّال، همان، ج 11، ص 605، حدیث 32926. ای کاش خود عائشه به این حدیث عمل می کرد، و به توصیه های امیرمؤمنان علیه السلام توجّه می کرد و جنگ جمل را به وجود نمی آورد.

4- پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بعد از تزویج فاطمه به علی علیه السلام، به دختر خود فرمود: «زوّجتک خیر أهلی، أعلمهم علماً و أفضلهم حلماً و أوّلهم سلماً؛ ترا تزویج کردم به بهترین بستگانم و اهلم، که از نظر دانش داناترین، و از نظر حلم و بردباری برترین، و از نظر اسلام اوّلین می باشد.

المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 319، حدیث 322.

از جاحظ که یکی از علمای عامه است، نقل شده که: فلان خطبه امیرالمؤمنین علیه السلام را چهل مرتبه مطالعه کردم و در هر بار استفاده جدید کردم. قرآن هم این گونه است، که با مطالعه و تأمل و تدبّر در آیات آن انسان برداشت ها و استفاده هایی می کند که قبلاً نکرده بود.

احمدبن حنبل می نویسد: آیاتی که در شأن علی علیه السلام در قرآن نازل شده، درباره هیچ کدام از صحابه نازل نشده است.

19 - حدیث طیر مشوی

روایت طیر مَشوِی: «أَللهُم! آتِنی بِأَحَب خَلْقِک إِلَیک یأْکلُ مَعِی مِنْ هذَا الطیرِ فَجاءَ عَلِی؛ خداوند، محبوب ترین اشخاص در نزد خود را حاضر کن تا این پرنده را همراه با من بخورد... ناگاه علی علیه السلام فرارسید». مستدرک حاکم، ج3، ص130 و 132؛ مجمع الزوائد هیثمی، ج9، ص12? و 12?؛ کنزالعمال، ج13، ص1?? و ?19.

محمد بن حجاج از کسانی بود که بر اثر تبلیغاتی که بر ضد علی علیه السلام براه افتاده بود، مرتبت علی علیه السلام را کوچک می شمرد. او همراه باعده ای دیگر، به عیادت انَس بن مالک آمده بود. انس خادم پیامبر بود و مورد احترام مردم. در آن مجلس، سخن از علی علیه السلام به میان آمد ومحمد بن حجاج علی علیه السلام را کوچک شمرد. انس که این سخن را شنید، پرسید این کیست که قدر و منزلت علی علیه السلام را نمی شناسد؟ او را کنار من بنشانید. وقتی پسر حجاج را کنار او نشاندند، انس گفت: به خدا سوگند، آنچه راکه می گویم راست است.

یک روز که من در محضر پیامبر بودم، اُمّ ایمَنْ خادمه آن حضرت، مرغی بریان آورد. پیامبر پرسید این را برای چه کسی آورده ای؟ ام ایمن عرض کرد: آن را برای شما فراهم کرده ام. پیامبر فرمود:

اَللّهُمَّ جِئْنی بِأَحَبِّ خَلْقِک اِلَیک وَ اِلَی یأکلُ مَعی مِنْ هذَا الطّائِر.

بار الها! محبوبترین خلق تو نزد خودت و نزد من را برسان تا با من از این مرغ بریان بخورد.

در این هنگام صدای کوفتن در برخاست. پیامبر به من فرمود: انس، بنگر چه کسی در می زند. من پیش خود گفتم: خدایا کاش مردی از انصار آمده باشد. وقتی در را گشودم، علی را دیدم، راستش دلم نمی خواست علی آن کسی باشد که پیامبر فرموده بود، برای همین، به علی گفتم: پیامبر مشغول کاری است و از ملاقات معذور است. این را گفتم که علی داخل خانه نشود. وقتی برگشتم، دوباره در زدند. این بار هم با خود گفتم: کاش مردی از انصار باشد. اما وقتی در را گشودم با تعجب، علی را دیدم. باز عذر او را خواستم و برگشتم. بار سوم که در را کوفتند، پیامبر به من فرمود: هر کس بود او را داخل کن، تو نخستین کسی نیستی که به قوم خود علاقمند است، او از انصار نیست، او را داخل کن.

من هم رفتم و در را گشودم. علی بود و داخل شد و به دعوت پیامبر بر سر سفره نشست وهمراه آن حضرت از آن مرغ بریان خورد و مشمول دعای پیامبر شد.

محمد بن حجاج که این را شنید، گفت: ای انس به راستی تو خود حاضر بودی و دیدی که چنین ماجرایی رخ داد؟

انس گفت: آری من خود شاهد این ماجرا بودم.

پسر حجاج گفت: با خدای خویش عهد می بندم که از این پس، هرگز مرتبت و منزلت علی را کوچک نشمارم و هر کس که قدر و مرتبت او را نداند، علی را به او می شناسانم.)المستدرک علی الصحیحین 3/143).

20 - محبت و علاقه پیامبر(ص) به علی(ع)

هر کس جامع کمالات باشد محبوب دلها نیز هست، پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله که خود محبوب عالمیان و خوبان و پاکان است، عاشق شیدای علی است، چرا که به تصریح آیه مباهله، علی جان پیامبر است «انفسنا» و جان هر کس شیرین و دوست داشتنی است.

به همین جهت بارها پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله می فرمود: «من أحبّ علیاً فقد أحبّنی...؛ هر کس علی را دوست بدارد به من محبّت ورزیده است.»

کنزالعمّال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 622، حدیث 33024.

باز همان، روایت 33023.

و فرمود: «محبّک محبّی و مبغضک مبغضی؛ دوستدار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من.

کنزالعمّال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 622، حدیث 33023.

شخصی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پرسید: «یا رسول اللّه انّک تحبّ علیاً؟ قال: أو ماعلمت انّ علیاً منّی و أنا منه؛ ای رسول خدا علی علیه السلام را دوست می داری؟ فرمود: مگر نمی دانی که علی از من و من از اویم.

المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 64.

آیا کسی جان شیرین و پاره تنش را دوست نمی دارد؟

مناقب با اسنادش از رسول خدا صلی الله علیه وآله نقل می کند که آن حضرت فرمود: «انّ اللّه عزّ و جلّ أمرنی بحبّ أربعةٌ من أصحابی و أخبرنی أنّه یحبّهم. قلنا: یا رسول اللّه من هم؟ فکلّنایحبّ أن یکون منهم، فقال: ألا انّ علیاً منهم ثم سکت، ثمّ قال: الا أنّ علیاً منهم ثمّ سکت؛ براستی خدای عزیز و جلیل مرا امر کرده است به دوستی چهارنفر از اصحاب، و خبر داد مرا که خداوند(نیز) آنها را دوست می دارد، گفتم: ای رسول خدا آنها کیستند؟ پس هر یکی از ماها دوست داریم جزو آنان باشیم. پس فرمود: آگاه باشید علی از آنهاست، سپس سکوت کرد، دوباره فرمود: به راستی علی از آنهاست و سکوت کرد.»

المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 69، حدیث 42.

21 - اطاعت از علی(ع)

وقتی علی علیه السلام امام و پیشوای مردم است و محبوب پیغمبر، و دارای علم لدنّی و الهی، و در اوج طاعت و بندگی قرار دارد، و معیار حق و باطل و ثقل جدا نشدنی از قرآن بحساب می آید بر مردم است که از او و هر کس را که او تعیین نموده است اطاعت کنند، و این اطاعت لازم و ضروری است پیامبر عظیم الشأن درباره اطاعت و پیروی از امیرمؤمنان تعبیرات فوق العاده ارزشمندی دارد که به نمونه هایی اشاره می شود:

سلمان با سندش به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل می کند که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «علیکم بعلی بن ابی طالب علیه السّلام فانّه مولاکم فاحبّوه، و کبیرکم فاتّبعوه، و عالمکم فاکرموه، و قائدکم الی الجنّة(فعزّزوه) و اذا دعاکم فاجیبوه و اذا امرکم فاطیعوه، احبّوه بحبّی و اکرموه بکرامتی، ماقلت لکم فی علی الّا ما امرنی به ربّی جلّت عظمته؛ بر شما باد به (همراهی) علی بن ابی طالب علیه السلام، براستی او مولا و سرپرست شماست پس او را دوست بدارید، و بزرگ شماست پس از او پیروی کنید و دانشمند شماست پس از او اکرام کنید و پیشوای شما به سوی بهشت است پس او را عزیز دارید، هرگاه شما را (به کاری) دعوت کند اجابت کنید، و اگر دستور داد اطاعت کنید، بخاطر دوستی من او را دوست بدارید و به خاطر بزرگی من او را بزرگ شمارید.(بدانید) من چیزی درباره علی به شما نگفتم جز آنچه خدای بزرگ عظمت به آن امر کرده است.»

کنزالعمّال، متقی هندی، بیروت، مؤسسة الرساله، ج 11، ص 624، حدیث 32971.

حدیث آن قدر گویا و روشن است که نیازی به هیچ توضیحی ندارد، و بالصراحة می گوید آنچه درباره علی علیه السلام سفارش شده، تماماً اوامری است که از سوی خداوند متعال صادر شده است راستی اگر جامعه اسلامی فقط به همین حدیث عمل می کردند، این همه دچار انحراف و اختلاف و انشعاب نمی شدند.

22 - پیامبراکرم صلی الله علیه وآله به عمّار فرمود: «یا عمّار! ان رأیت علیاً قدسلک وادیاً و سلک النّاس وادیاً غیره فاسلک مع علی ودع النّاس انّه لن یدلّک علی ردی و لن یخرجک من الهدی؛ ای عمّار! اگر دیدی علی به راهی می رود، و مردم به راهی غیر از او، تو با علی حرکت کن، و مردم (دیگر) را رها کن، زیرا علی (فقط بر حق هدایت می کند و) بر بدی و پستی راهنمایی نمی کند و از هدایت خارج نمی سازد.

تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج 4، ص 410، و ابونعیم، حلیة الاولیاء، ج 1، ص 86.

و با تأسف باید گفت اکثریت مردم به هر راهی رفتند و سرشان به سنگ خورد، جز راه علی را. و فقط گروه قلیلی در طول تاریخ با علی و راه علی و اهداف و آرمان های علی ماندند.

23 - عایشه می گوید: هنگامی که رسول خداصلی الله علیه وآله به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا الی حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید، من به سراغ ابی بکر رفتم و او را احضار نمودم. وقتی ابابکر بر پیغمبر داخل شد حضرت نظری به سوی او افکند سپس از او روی گردانید و (برای مرتبه دوم) فرمود: «ادعوا الی حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید. آنگاه حفصه عمر را احضار کرد پیغمبر همان گونه که از ابی بکر روی گردانید از عمر نیز روی گرداند. عایشه گوید: من گفتم وای بر شما پیغمبر علی بن ابی طالب علیه السلام را می خواند، سوگند به پروردگار جز علی را نمی خواهد. پس رفتند سراغ علی علیه السلام، وقتی که پیغمبر علی را دید، او را محکم به سینه چسبانید آنگاه در گوش آن حضرت هزار حدیث بیان فرمود که هر حدیثی راهگشای هزار حدیث بود.

24 - از ابن عباس نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: «علی منّی مثل رأسی من بدنی؛ علی نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن.»المناقب، الموفق بن احمد الخوارزمی، قم، جامعه مدرسین، چاپ چهارم، ص 144، حدیث 167.

صد البته که محبّت های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله به علی صرف محبّت عاطفی نیست بلکه بر اساس لیاقت ها و کمالاتی است که مولا علی علیه السلام دارا می باشد دلیل آن این است که خدا را باید از راهی که او می گوید شناخت و دستورات او را به کار بست و مسئله امامت یکی از مسائل مهم اعتقادی است که تبعیت از آن تبعیت از خدا و رسولش می باشد و کسی که به خدا و رسول او اعتقاد دارد باید سخنان و دستورات آن ها را در زندگی خود اطاعت کند و پشت کردن به دستورات آن ها که یکی از آن ها امامت است در واقع عدم تبعیت از خدا و رسولش می باشد.

چند روایت در باره دوستی آن حضرت.

1 - حدثنا ابوبکربن ابی شبیه ناوکیع و ابومعاویه عن الاعمش و حدثنا یحیی بن یحیی و اللفظ له اخبرنا ابومعاویه عن الاعمش عن عدی بن ثابت عن زرّ)بن حبیش( قال: قال علی علیه السلام والذی خلق الحبة و برأ النسمة انّه لعهد النبی (الامی) الی ان لا یحبنی الاّ مؤمن و لایبغضنی الاّ منافق. ای علی، تو را جز مؤمن دوست و جز منافق دشمن نمی دارد.

مسلم بن حجاج سجستانی، صحیح مسلم، کتاب الایمان، باب الدلیل علی ان جب انصار و علی...، ح239، ص692؛ عبدالرحمن احمدبن شعیب نسائی، سنن نسائی، کتب الایمان، علامة الایمان، ش ح5021، ص2411؛ قزوینی، امام حافظ ابی عبدالله محمدبن یزید الربعی ابن ماجه، سنن ابن ماجه، تصحیح و ترتیب، شیخ صالح بن عبدالعزیزبن محمدبن ابراهیم آل الشیخ، الریاض، دارالسلام، چ1421 _3، السنة فضائل اصحاب، فضل علی (ع)، ح114، ص2492.

2 - أخبرنا یوسف بن عیسی... عن زر قال: قال علی علیه السلام انه لعهد النبی الامی الی انه لایحبک الا مؤمن و لا یبغضک الا منافق.» محمدبن عیسی ترمذی، جامع ترمذی، المناقب، باب مناقب علی علیه السلام ح3726، ص2036.

این معنا با ادات حصر و استثنای بعد از نفی آورده شده که بیشترین تأکید را می رساند. حدیث انسانها را به دو قسمت تقسیم نموده و برای شناخت نفاق از ایمان و ایمان از نفاق، در زندگی انسان ها، حضرت علی علیه السلام را معیار معرفی کرده است. مؤمن واقعی حضرت علی علیه السلام را دوست می دارد و منافق واقعی حضرت علی علیه السلام را نه فقط دوست ندارد، بلکه دشمنی دارد.

3 - حضرت علی علیه السلام را منافق دوست و مؤمن دشمن نمی دارد.

حدثنا واصل بن عبدالاعلی بن محمد بن فضیل عن عبدالرحمن ابی النصر عن المساور الحمیری، من امه قالت: دخلت ام سلمة فسمعتها تقول: کان رسول الله یقول: «لایحب علیاً منافق ولایبغضه مؤمن.» سنائی، امام حافظ ابی عبدالرحمن احمدبن شعیب، سنن سنائی، کتاب الایمان، علامة الایمان، ج5025، ص2411.

از حدیث استفاده می شود که گفتار رسول خدا صلی الله علیه وآله استمرار داشته و همواره می فرموده که منافق محب حضرت علی علیه السلام و مؤمن مبغض حضرت علی علیه السلام نمی شود.

4 - ما گروه انصار منافقین را به بغض حضرت علی علیه السلام می شناسیم.

حدثنا قتیبة بن جعفر بن سلیمان بن ابی هارون العبدی عن ابی سعید الخدری، قال: انّا کنّا لنعرف المنافقین نحن معشر الانصار لبغضهم علی بن ابی طالب(ع).» محمدبن عیسی ترمذی، سنن ترمذی، المناقب، علی (ع)، ح3717، ص2035.

5 - حدثنا سلیمان بن عبدالجبار البغدادی حدثنا سباط بن نصر الهدائی عن السدی عن صحیح مولی ام سلمه عن زید بن ارقم: ان الرسول(ص) قال لعلی(ع) وفاطمة والحسن والحسین(ع): «انا حرب لمن حاربکم وسلم لمن سالمکم.» محمدبن عیسی ترمذی، سنن ترمذی، جامع ترمذی، المناقب باب ماجاء فی فضل فاطمة بنت محمد(ص)، ح3870، ص2048؛ ابوعبدالله محمدبن یزید قزوینی، سنن ابن ماجه، السنة، فضائل الحسن والحسین(ع)، ص2486.

6 - عَنِ النَّبِی ص أَنَّهُ قَالَ

مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیداً

أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مَغْفُوراً لَهُ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ تَائِباً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ مُؤْمِناً مُسْتَکمِلَ الْإِیمَانِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ بَشَّرَهُ مَلَک الْمَوْتِ بِالْجَنَّةِ ثُمَّ مُنْکرٌ وَ نَکیرٌ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ یزَفُّ إِلَی الْجَنَّةِ کمَا تُزَفُّ الْعَرُوسُ إِلَی بَیتِ زَوْجِهَا أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ ص فُتِحَ لَهُ فِی قَبْرِهِ بَابَانِ إِلَی الْجَنَّةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ جَعَلَ اللَّهُ قَبْرَهُ مَزَارَ مَلَائِکةِ الرَّحْمَةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ عَلَی السُّنَّةِ وَ الْجَمَاعَةِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ جَاءَ یوْمَ الْقِیامَةِ مَکتُوبٌ بَینَ عَینَیهِ آیسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ کافِراً أَلَا وَ مَنْ مَاتَ عَلَی بُغْضِ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ یشَمَّ رَائِحَةَ الْجَنَّة

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج 23 ص233

هر کس بر محبت آل محمّد از دنیا برود شهید مرده.

متوجه باشید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد آمرزیده است توجه کنید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد با توبه از دنیا رفته هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد با ایمان کامل از دنیا رفته و هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد ملک الموت باو بشارت بهشت میدهد بعد از او نکیر و منکر هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد چنان با جلال او را به بهشت میبرند مانند عروسی که بخانه شوهر میرود هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد دربی از قبرش به بهشت گشوده می شود. توجه کنید هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد خداوند قبر او را جایگاه زیارت ملائکه رحمت قرار میدهد هر کس بر محبت آل محمّد بمیرد بر راه و روش پیامبر و جماعت مؤمنین مرده هر کس با کینه آل محمّد بمیرد روز قیامت که می آید بر پیشانی او نوشته است: مأیوس از رحمت خداست. هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد کافر از دنیا رفته و هر کس بر بغض آل محمّد بمیرد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.

روایت فوق را زمخشری در تفسیر الکشّاف و فخر رازی در تفسیرش و سایر علمای اهل سنّت نقل کرده اند.

ادامه دارد......