61- ولایت شرط قبولی اعمال4
519 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                        شأن نزول آیه ولایت در کتب اهل سنّت


برای اثبات نزول آیه ولایت درمورد حضرت علی ازکتب اهل سنت، به اسناد

ذیل توجه فرمائید.

قاضی عضد الدین ایجی (متوفای 756ه) در کتاب المواقف که از مهم ترین کتاب های عقائدی اهل سنت به شمار می رود، در باره آیه ی ولایت نقل می کند:

وأجمع أئمّة التفسیر أنّ المراد علی.

تمام پیشوایان تفسیر اجماع دارند بر این که این آیه در باره امام علی علیه السلام نازل شده است.

الإیجی، عضد الدین عبد الرحمن بن أحمد الوفاة: 756ه، کتاب المواقف، ج 3، ص 601، دار النشر: دار الجیل - لبنان - بیروت - 1417ه - 1997م، الطبعة: الأولی، تحقیق: عبدالرحمن عمیرة.

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله برای آنکه راهنما و هدایتگرِ پس از خود را هم معرفی کرده باشد، درگفتاری می فرماید:

مَنْ یریدُ اَنْ یحْیی حَیاتی و یمُوتَ مَوْتی و یسْکنَ جَنَّةَ الْخُلْدِ الَّتی وَ عَدَنی رَبّی فَلْیتَوَلَّ علی بن ابیطالب فَاِنَّهُ لَنْ یخْرِجَکمْ مِنْ هُدی و لَنْ یدْخِلَکمْ فی ضَلالةٍ.

المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 139.

هر کس که می خواهد آنگونه که من زندگی کردم زندگی کند و آنگونه که من می میرم، بمیرد، و در بهشت برینی که خدای من آن را وعده داده است، جای گزیند، باید ولایت علی را بپذیرد. چرا که او هرگز شما را از راه هدایت برون نمی برد و به گمراهی وارد نمی سازد.

در صحاح و سنن شش گانه اهل سنت نیز روایات متعدد در این مورد آمده است؛ به طور کلی از این روایات استفاده می شود که منظور از آیه فوق علی علیه السلام است.

تفسیر »الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور« تألیف جلال الدین السیوطی که از بزرگان تفسیر نزد اهل سنت است.

وأخرج الطبرانی فی الأوسط وابن مردویه عن عمار بن یاسر قال: وقف بعلی سائل وهو راکع فی صلاة تطوّع، فنزع خاتمه فأعطاه السائل، فأتی رسول الله صلی الله علیه وسلم فاعلمه ذلک، فنزلت علی النبی صلی الله علیه وسلم هذه الآیة »إنما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة وهم راکعون« فقرأ رسول الله صلی الله علیه وسلم علی أصحابه، ثم قال: من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه. مضمون حدیث آن است که روزی سائلی نزد حضرت امیر آمد و حضرت در حال رکوع نماز مستحبی بودند حضرت در همان حال دست خود را به سوی سائل بردند و انگشتر را به او بخشیدند، رسول خدا آمدند و از این موضوع آگاه شدند و به ایشان نازل شد »إنما ولیکم الله ورسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة ویؤتون الزکاة وهم راکعون« 67 سوره مائده فقط ولی امر شما ( حاکم شما ) خداست و رسولش و کسانی که ایمان آوردند کسانی که نماز می خوانند و صدقه می دهند در حالی که در رکوعند، و بعد از آنکه برای صحابه این آیه را خواندند، سپس فرمودند:

من کنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه (هر کس من مولای اویم علی مولای اوست خدایا دوست بدار کسی که او را بدارد می دارد و دشمن دار کسی که او را دشمن می دارد.

)آیه ولایت در شواهد التنزیل ج: 1 ص: 224 و ص: 225 حاکم حسکانی(.

و منهم جابر بن عبد الله الأنصاری

حدثنا الحاکم أبو عبد الله الحافظ غیر مرة قال أخبرنا أبو بکر محمد بن جعفر بن یزید الأدمی القارئ ببغداد قال حدثناأحمد بن موسی بن یزید الشطوی حدثنا إبراهیم بن إبراهیم هو أبو إسحاق الکوفی قال حدثنا إبراهیم بن الحسن التغلبی قال حدثنا یحیی بن یعلی، عن عبید الله بن موسی، عن أبی الزبیر عن جابر قال جاء عبد الله بن سلام و أناس معه یشکون إلی رسول الله صلی الله علیه و آله مجانبة الناس إیاهم منذ أسلموا فقال النبی ابتغوا إلی سائلا. فدخلنا المسجد فوجدنا فیه مسکینا فأتینا)به( النبی صلی الله علیه و آله فسأله هل أعطاک أحد شیئا قال نعم مررت برجل یصلی فأعطانی خاتمه قال اذهب فأرهم إیاه )قال جابر( فانطلقنا و علی قائم یصلّی قال هو هذا فرجعنا و قد نزلت هذه الآیة إِنَّما وَلِیکمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ الایه.

عموم مفسرین و محدثین مانند فخر رازی و نیشابوری و زمخشری و دیگران از ابن عباس و ابوذر و سایرین نقل کرده اند که روزی سائلی در مسجد از مردم سؤال نمود و کسی چیزی باو نداد، علی علیه السلام که مشغول نماز و در حال رکوع بود با انگشت دست راست اشاره بسائل نمود و سائل متوجه شد وآمد انگشتر را از دست او خارج نمود و آیه انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة و هم راکعون سوره مائده آیه 55.

اگر چه مؤمنین را بصیغه جمع آورده که در حال رکوع صدقه میدهند ولی در خارج مصداق واقعی آن منحصر بفرد بوده او هم علی علیه السلام میباشد.

بعضی هم گفته اند چون ائمه دیگر و اولاد معصومین علی علیه السلام نیز دارای مقام ولایت میباشند لذا بصیغه جمع قید شده است.

در آنحال رسول اکرم صلی الله علیه و آله از سائل پرسید آیا کسی بتو چیزی داد؟ سائل ضمن اشاره بعلی علیه السلام عرض کرد این انگشتر را او بمن داد. )کفایة الطالب ص 250 مناقب خوارزمی ص 178 تفسیر طبری جلد 6 ص 165 تفسیر رازی جلد 3 ص 431 و کتب دیگر(.

علمای اهل سنت با اینکه به نزول این آیه در باره ولایت علی علیه السلام اقرار دارند اما بعضی از آنها مانند ابن حجر و غیره در اینجا طفره رفته مانند آیه تبلیغ، میگویند کلمه ولی بمعنی دوست و ناصر است نه بمعنی اولی بتصرف در صورتیکه قبلا گفتیم از ظاهر کلام کاملا معلوم است که ولی بمعنی زعیم و صاحب اختیار است زیرا آیه شریفه با»انّما« که افاده حصر میکند شروع شده است یعنی صاحب اختیار و اولی بتصرف شما فقط خدا و رسول او و کسی است که در حال رکوع صدقه داده است اگر ولی بمعنی دوست باشد انحصار آن بخدا و رسول او و شخص راکعی که صدقه داده است بی معنی و دور از منطق خواهد بود چون در اینصورت مؤمنین جز خدا و رسول و علی علیه السلام دوست دیگری نخواهند داشت در حالیکه مؤمنین همه دوست و ناصر یکدیگرند و دوستی چیزی نیست که خداوند آنرا در انحصار خود و اولیائش قرار دهد، در این مورد حسان بن ثابت حضرت امیر علیه السلام را مدح کرده و چنین گوید:

فانت الذی اعطیت اذ کنت راکعا××× فدتک نفوس القوم یا خیر راکع

فانزل فیک الله خیر ولایة××× و بینها فی محکمات الشرایع کشف الغمه ص 88.

یعنی تو آن کسی هستی موقعی که در رکوع بودی××× بخشش نمودی پس جانهای مردم فدای تو باد ای بهترین رکوع کننده.

خداوند هم در شأن تو بهترین ولایت را نازل کرد××× و آنرا در قرآن کریم ضمن شرایع محکم دین بیان فرمود

معلوم و واضح است که مقصود از بهترین ولایت همان زعامت و رهبری است نه یاری و دوستی و معانی دیگر.

اسناد نزول آیه ی ولایت در مورد حضرت امیر در کتب اهل سنت

برای اینکه مطلب بیش ازین به طول نیانجامد فهرستی از اسناد آیه ولایت را از کتاب »تجلی امامت در آیه ی ولایت« آقای محمّد رضا کریمی استخراج شده، می آوریم.

1. تفسیر در المنثور / تالیف جلال الدین سیوطی / جلد 2 / صفحه 519 /چاپ دار الکتب علمیه بیروت

2. تفسیر غرائب قرآن / تالیف نظام الدین نیشابوری / جلد 2 / صفحه 5 و 6/ چاپ دار الکتب علمیه بیروت

3. تفسیر فتح البیان / تالیف صدّیق حسن قنوجی / جلد 2 / صفحه383/ چاپ دار الکتب علمیه بیروت

4. حاشیه الصّاوی بر تفسیر جلالین / تالیف الصاوی / جلد 1 /صفحه 291/ چاپ دارالتجاریه الکبری مصر

5. تفسیر انوار التنزیل / تالیف قاضی ناصر الدّین بیضاوی / جلد 2 / صفحه 156 / چاپ دار الصادر بیروت

6.حاشیة شهاب علی تفسیر البیضاوی / تالیف قاضی شهاب الدین خفاجی / جلد3 / صفحه 498

7.تفسیر کشّاف و البیان / تالیف ثلعبی / جلد4 / صفحه 80 / چاپ دار احیاء التراث العربی بیروت

8. اسباب النزول / تالیف واحدی نیشابوری /صفحه 133/چاپ دار العلمیه بیروت

9. المعجم الکبیر / تالیف طبرانی / جلد7 صفحه ی 130/ حدیث 6228

10. لباب النقول / تالیف سیوطی در حاشیه تفسیر جالالین / صفحه 213

11. احکام القرآن / تالیف جصاص / جلد 2 / صفحة 557 / چاپ دار الکتاب علمیه بیروت

12. مناقب علی ابن ابی طالب / تالیف ابن مغازلی شافعی / صفحة 311

13. کفایة الطالب / تالیف کنجی شافعی / صفحة 250_ 228 و 251 / چاپ نجف اشرف

14. ذخایر العقبی / تالیف محب الدّین طبری شافعی / صفحة 88 و 102 چاپ مصر

15. تاریخ مدینة دمشق / تالیف ابن عساکر / جلد 2 / صفحة 357 /چاپ دار الفکر بیروت

16. ترجمة الامام علی ابن ابیطالب من تاریخ الدمشق /جلد 2 /صفحة 409 /چاپ بیروت

17. الفصول المهمّه / تالیف ابن صبّاغ مالکی / صفحة 108 و 123

18. فتح القدیر / تالیف شوکانی / جلد 2 /صفحة 53

19. التّهسیل / تالیف کلبی / جلد 1 /صفحة 181

20. تفسیر کشّاف / تالیف جار الله زمخشری / جلد 1 / صفحة 649 / چاپ 4 جلدی مصر، افست نشر البلاغه

جریان عبداللّه بن سلام

عبد الله بن سلام از دانشمندان یهودی بود که با تنی چند از دیگر یهودیان، مسلمان شده بود. یک روز او و یارانش نزدیک نماز ظهر به حضور پیامبر رسیدند و با آن حضرت به گفتگو نشستند. آنها به پیامبر گفتند:

فاصله خانه های ما از مدینه دور است، و ما در میان یهودیان، بی سرپرست و بی پناهیم. آنها از اینکه ما مسلمان شده ایم و شما را تصدیق کرده ایم، ناراحت هستند و با ما دشمنی می ورزند، و سوگند یاد کرده اند که با ما قطع رابطه کنند. اکنون به وجود شما پشت گرمیم، و به زیارت شما دلخوشیم. اما نمی دانیم پس از شما چه کنیم؟ حضرت موسی )علی نبینا و آله و علیه السلام( در زمان حیاتش، یوشع بن نون را به عنوان جانشین خویش معرفی کرد، تا مردم بدانند پس از او به چه کسی مراجعه کنند و به وجود چه فردی دلگرم باشند. اکنون شما چه کسی را به عنوان جانشین پس از خود معرفی می فرمایید؟ در این هنگام، امین وحی جبرئیل بر پیامبر فرود آمد وعرض کرد:

سرپرست و ولی شما تنها خدا و رسول او و مؤمنانی هستند که نماز بر پا می دارند و در حال رکوع صدقه می دهند.

این پاسخ برای عبد الله و همراهان او واضح و روشن نبود. چه کسانی بر پا دارنده نمازند؟ چه کسانی در حال رکوع زکات هم می پردازند، تا ولی و سرپرست ما پس از پیامبر باشند؟ اینجاست که پیامبر باید مصداق روشنی را از این کلام بیان فرماید. از طرفی وقت ادای فریضه ظهر فرا رسیده بود. پیامبر از جا برخاست و همراه با عبدالله و یارانش به سمت مسجد آمدند.

از آن سو در مسجد هم حادثه مهمّی رخ داده بود. حضرت علی علیه السلام پیش از شروع نماز ظهر، مشغول خواندن نماز نافله بود، که فقیری به مسجد آمد، و از کسانی که در مسجد بودند تقاضای کمک کرد. هیچکس حاجت او را برآورده نساخت. ناگاه متوجه شد فردی در حال رکوعِ نماز با دست اشاره می کند. شتابان به سوی او رفت و تقاضای خود را تکرار کرد. علی علیه السلام در همان حال رکوع، انگشتری خود را که هزار دینار ارزش داشت، از انگشت خویش بیرون آورد و به آن مرد فقیر بخشید. آن انگشتر را پیش تر، نجاشی پادشاه حبشه به پیامبر هدیه داده بود و پیامبر هم آن را به علی علیه السلام بخشیده بود. وقتی پیامبر و همراهانش به مسجد رسیدند مرد فقیر را دیدند که با خوشحالی بسیار در حال خروج از مسجد است.

پیامبر از او پرسید: آیا کسی چیزی به تو بخشیده است؟

مرد فقیر عرض کرد: آری یا رسول الله آن مرد که در حال نماز است این انگشتر را به من بخشید.

آنگاه پیامبر آیه ای را که لحظاتی پیش بر او نازل شده بود، و از این حادثه خبر می داد، بر عبدالله بن سلام و همه مسلمانانی که در مسجد حاضر بودند، تلاوت فرمود.

و سپس افزود: »علی بن ابیطالب وَلیکمْ بعدی« یعنی پس از من علی بن ابیطالب ولی شماست.

پس از آن عبد الله و همراهانش که مطلوب خود را یافته بودند، به ولایت امیر مؤمنان علی علیه السلام شهادت دادند. آنگاه امین وحی بار دیگر بر پیامبر نازل گشت و بشارتی برای مؤمنان به ارمغان آورد که:

وَ مَنْ یتَوَلَّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذینَ امَنوا فَاِنَّ حِزْبَ اللّه هُمُ الْغالِبُونَ.

دانشمندان پیرو مکتب خلفا ضمن اشاره به ماجرای عبد الله بن سلام در کتب معتبر خود، )تفسیر فخر رازی ذیل آیه ولایت(.

نقل دیگری از ابوذر، صحابی رسول خدا نیز آورده اند. او نیز پس از بیان داستان انگشتری،

می گوید: پیامبر دست به دعا برداشت و عرض کرد:

خداوندا، برادرم موسی علیه السلام از تو اینچنین درخواست نمود که:

«قالَ رَبِّ اشْرَحْ لی صَدری، وَ یسِّر لی أمْری، وَ احْلُلْ عُقْدهً مِنْ لِسانی یفْقَهوُا قَوْلی، وَاجْعَل لی وَزیراً مِن أَهلی، هارُونَ أَخی، أُشْددْ بِهِ أزری، وَ أَشْرِکهُ فی أَمری»

پروردگارا، سینه ام بگشای، و کارم را آسان گردان، و گره از زبانم باز کن تا سخنم را دریابند، و برای من وزیری از خاندانم تعیین فرما، هارون برادرم را برای این کار قرار ده، تا پشتم به او گرم و استوار باشد، ودر کارم وی را شریک گردان، آنگاه به او وحی کردی که ما بازوانت را به برادرت نیرومند می سازیم و برایتان قدرتی قرار می دهیم تا با شما برابری نکنند.

پروردگارا اینک من محمد پیامبر تو و حبیب تو هستم. تو نیز سینه ام را بگشای و کارم را آسان گردان و »علی« از خاندان مرا وزیر من قرار ده تا پشتم به او استوار گردد.

ابوذر می گوید: از پس این دعا بود که جبرئیل از سوی خداوند نازل شد و گفت:

ای محمد بخوان « إنّما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا... تفسیر فخر رازی ذیل یه ولایت

5 - سؤال از ولایت

وَ قِفوُهُم اِنَّهُم مَسئوُلُونَ. صافات /24

« آنها را نگهدارید که باید بازپرسی شوند.

ابو سعید خدری از پیغمبر صلی الله علیه و آله نقل میکند که آنچه مورد سؤال خواهد بود ولایت علی بن ابیطالب است شواهد التنزیل جلد 1 ص 107 صواعق المحرقه ص 89.

در کتاب ینابیع المودّة از ثمامةبن عبدالله بن انس از پدرش از جدش از رسول خداصلی الله علیه و آله فرمود: اذا کان یوم القیامة و نصب الصّراط علی جهنّم لم یجز علیه الا من کان معه جواز فیه ولایة علی بن أبیطالب و ذالک قوله تعالی و قفوهم انّهم مسئولون عن ولایة علی. )دلائق الصدق ج 2 ص 151 بنقل از آن کتاب (. وقتی که روز قیامت شد و پل صراط به روی جهنم نصب گردید هیچ کس از آن نمی گذرد، مگرکسی که با خود جوازی که در آن ولایت علی بن ابیطالب بوده باشد و اینست فرمایش خدایتعالی و قفوهم انّهم مسئولون.

باز در ینابیع از حموینی باسندش از علی از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: اذا نصب الصراط لم یجز عنه أحد الا من کانت معه برائة بولایة علی بن أبی طالب )دلائق الصدق ج 2 ص 151).

زمانی که پل صراط نصب گردید از آن احدی عبور نمی کند مگرکسی که با او جواز برائتی به ولایت علی بن ابی طالب بوده باشد.

)برای اطلاع از مشروح این روایت به آدرس فوق مراجعه نمائید(.

الصواعق المحرقه می گوید: چهارمین آیه که در شأن علی بن ابیطالب نازل شد آیه ( »وقفوهم انهم مسئولون« است، می گوید:

دیلمی از ابن سعید خدری روایت کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله این آیه را خواند و فرمود: مسئول از ولایت علی علیه السلام هستند، آنگاه می گوید: مقصود واحدی هم که در تفسیر این آیه گفته: روایت شده که مورد سؤال، ولایت علی و اهل بیت علیهم السلام هستند، همین روایت است چون خدای تعالی پیغمبر خود را می فرماید تا به خلق اعلام کند: که در برابر تبلیغ رسالت به غیر از مودت قربای او مزدی نمی خواهد و معنای این آیه است که ایشان را می پرسند آیا اهل بیت پیغمبر را آنطور که می بایستی دوست داشتید یا نه؟ و آنطور که رسول خداصلی الله علیه و آله درباره شان سفارش کرده بود عمل کردید یا خیر، بلکه در عوض حق آنان را ضایع نموده از احقاقش مضایقه نمودید؟!.

6 - آیه هدایت

وَ یقُولُ الَّذینَ کفَرُوا لَوْ لآ اُنْزِلَ عَلَیهِ آیةٌ مِنْ رَبِّهِ، اِنَّما اَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قومٍ هادٍ. رعد7-

کافران می گویند چرا نشانه ای آشکار - که به چشم سر ببینیم - بر او فرود نمی آید؟ (ای پیامبر به آنان بگو): که من فقط بیم دهنده هستم و هر گروهی، هدایت کننده ای دارد.

کافران برای آنکه پیامبر را تکذیب کنند، به بهانه های گوناگون می کوشیدند دعوت او را به خداشناسی بی ثمر سازند. از جمله آنکه تقاضاهای عجیب و غریبی از پیامبر می کردند. مثلاً انتظار داشتند فرشته ای از آسمان فرود آید و نامه ای آسمانی به پیامبر دهد، به طوری که آنان با چشمهای ناپاک خود حقایق آن را ببینند و بخوانند، و بارها از اینگونه خواسته ها ابراز کرده بودند. امّا خداوند در آیاتی چند، این تقاضاهای فریبکارانه را ردّ کرد و به پیامبر فرمود:

تو فقط باید به آنان تذکر دهی و ایشان را از آخرت بیم دهی و وظیفه ای بیش از این در قبال خواسته های آنان نداری. بعد از تو هم، هر قوم و گروهی برای خود راهنما و هدایتگری دارد و راه تو را ادامه می دهد.

و از این رو است که علی علیه السلام فرمود:

رَسُول اللّه الْمُنْذِرُ وَ أَنَا الْهادی. المستدرک علی الصحیحین ج 3 ص 139.

پیامبر همان بیم دهنده است و من هدایت کننده.

زیرا او دیده بود رسول خدا صلی الله علیه و آله روزی دست بر سینه خود گذارد و فرمود:

أنا المُنذِر یعنی من بیم دهنده هستم آنگاه دست بر شانه علی نهاد و فرمود:

اَنتَ الهادی یا عَلی، بِک یهتَدی المُهَتدونَ مِن بَعدی. تفسیر کبیر فخر رازی ذیل یه 7 سوره رعد.ای علی تویی هادی امّت، و به تو راه یافتگانِ پس از من هدایت می یابند.

در مورد آیه انما انت منذر و لکل قوم هاد سوره رعد آیه 7.

از طریق اهل سنت هفت حدیث نقل شده است که مقصود از منذر پیغمبر صلی الله علیه و آله و از هادی علی علیه السلام میباشد از جمله مالکی در فصول المهمه مینویسد که چون آیه مزبور نازل شد رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: انا المنذر و علی الهادی و بک یا علی یهتدی المهتدون. یعنی من انذار کننده ام و علی هدایت کننده و بوسیله تو یا علی هدایت یافتگان هدایت می یابند فصول المهمه ص 122.

7 - آیه سجده نکردن به اصنام

و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد امنا و اجنبنی و بنی ان نعبد الاصنام سوره ابراهیم آیه 35.

زمانیکه ابراهیم (بدرگاه خدای تعالی دعا کرد) و گفت پروردگارا این شهر را (مکه) محل امن قرار بده و من و فرزندانم را از بت پرستی دور گردان.

ابن مغازلی شافعی بسند خود از عبد الله بن مسعود نقل میکند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دعای ابراهیم که عرض کرد پروردگارا من و فرزندانم را از بت پرستی دور گردان بمن و علی منتهی شد که هیچیک از ما هرگز به بت سجده نکردیم در نتیجه خداوند مرا نبی و علی را وصی قرار داد مناقب ابن مغازلی ص 276.

8 - آیه سؤال از نعمت

ثم لتسئلنّ یومئذ عن النّعیم سوره تکاثر آیه 8.

آنگاه در آنروز از نعمتها پرسیده شوند.

ابو نعیم و حاکم حسکانی بسند خود از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده اند که فرمود مقصود از نعیم در این آیه ولایت امیر المؤمنین و ماهستیم که از آن پرسیده خواهد شد غایة المرام باب 48 شواهد التنزیل جلد 2 ص 368.

9 - آیه اولی الأمر

یا ایهَا الَّذینَ امَنُوآ اَطیعُوا اللّهَ و اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اوُلِی الأمْرِ مِنْکمْ فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَئٍ فَرُدُّوهُ اِلَی اللّهِ وَ الرَّسُولِ اِنْ کنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَ الْیوْمِ الأخِرِ ذلِک خَیرٌ وَ اَحْسَنُ تَاوْیلاً. نساء /59

ای کسانی که ایمان آوردید، از خدا اطاعت کنید و نیز از رسول و صاحبان امر)دین( خود اطاعت ورزید. پس اگر در چیزی نزاع کردید، )داوری( آن را به خدا و رسول وانهید، )البته( اگر به خدا و جهان آخرت ایمان دارید. این )کار برای شما( بهتر است و سرانجام نیکوتری دارد.

شیخ سلیمان بلخی و دیگران نوشته اند که این آیه در باره امیر المؤمنین نازل شده و منظور از اولی الامر ائمه علیهم السلام از اهل بیت اند. ینابیع المودة ص 114 شواهد التنزیل جلد 1 ص 149 غایة المرام باب 58.

مثلا «حاکم حسکانی» حنفی نیشابوری (مفسر معروف اهل سنت) در ذیل این آیه پنج حدیث نقل کرده که در همه آنها عنوان «اولی الامر» بر علی علیه السلام تطبیق شده است. شواهد التنزیل، ج 1، ص 148 تا 151.

در تفسیر «البحر المحیط» نوشته «ابوحیان اندلسی مغربی» در میان اقوالی که درباره اولی الامر نقل کرده از مقاتل و میمون و کلبی (سه نفر از مفسران) نقل می کند که منظور از آن، ائمه اهل بیت علیهم السلام هستند. بحر المحیط، ج 3، ص 278.

«ابوبکر بن مؤمن شیرازی» (از علمای اهل سنت) در رساله «اعتقاد» از ابن عباس نقل می کند که آیه فوق درباره حضرت علی علیه السلام نازل شده است. احقاق الحق، ج 3، ص 425.

گفتنی است که اولوالامر همانند رسول خدا صلی الله علیه وآله می بایست از هر گونه خطا و اشتباهی مصون باشند. چرا که خداوند مردم را به پیروی و اطاعت از ایشان امر کرده است، و در جایی دیگر پیروی از فرد گنهکار و خطا کار را نهی نموده است. امر به انجام چیزی و نهی از همان چیز هیچگاه با یکدیگر جمع نمی شود. بنابراین فرمان خداوند مبنی بر اطاعت از اولوالامر حاکی از عصمت آنهاست. در غیر اینصورت، اطاعت از آنها سبب گمراهی پیروان می گردد و امر هدایت مختل می شود. که البته خداوند هیچگاه مردم را به اطاعت از فردی خطا کار و غیر معصوم که در حقیقت پیروی از شیطان است. فرمان نمی دهد.

فخر رازی مفسّر بزرگ اهل سنت در تفسیر خود به همین مطلب نیز اشاره نموده است. در برخی دیگر از منابع معتبر پیروان مکتب خلفا از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که مراد از اولوالامر در این آیه تنها امیر مؤمنان علیه السلام و امامان از فرزندان او می باشند. ینابیع الموده ج 1 ص 342 تا ص 351 - فرائد السمطین ج 1 ص 341 حدیث 250.

بیان تعابیر کلی از طرف خدا )اولو الامر، اذن واعیه، خیر البریه، الذین آمنوا الذین. ..( و سپس تعیین مصداق آن توسط پیامبر، این مهم را می فهماند که برای درک معانی و تعیین مصادیق آیات قرآن، تنها ظاهر آنها کافی نیست، بلکه وجود مبین و مفسّری همچون پیامبر و یا فردی هم سنخ او را می طلبد.

از سویی دیگر در این آیه شریفه با سبک و سیاق واحد و عدم تکرار لفظ (اطیعوا)، اطاعت خدا و رسول و اولی الامر واجب شده است و از این جهت اولی الامر معصوم است (و الا دستور به اطاعت از آنها به نحو اطلاق معنی نداشت) همانطوریکه خدا و پیامبرش معصومند. و طبق آنچه در روایات آمده، معصومین منحصر در امامان شیعه اند.

غیر از این سه آیه که به صورت مختصر ذکر شد، آیات دیگری نظیر: آیه صادقین: «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین توبه، 119. در روایات بیان شده است که: منظور از صادقین حضرت علی(ع) و اهل بیت پیامبر(ص) می باشند. ینابیع المودة ص115 و شواهد التنزیل ج1 ص262)

اهل سنت هر رئیس و زعیمی را که نسبت بمسلمین ریاست داشته باشد اولو الامر گویند و اطاعت او را بموجب این آیه واجب میدانند ولی این قول بهیچوجه صحیح نمیباشد زیرا در اینصورت باید اطاعت معاویه و یزید و عبد الملک و متوکل عباسی و تیمور لنگ و چنگیز خان و امثال آنها که ستمگر و فاسق بودند بر مردم واجب باشد در صورتیکه آیات دیگری هست که خداوند از اطاعت چنین اشخاصی نهی فرموده است چنانکه فرماید: و لا تطیعوا امر المسرفین، الذین یفسدون فی الارض و لا یصلحون سوره شعراء آیه 152 151.

امر اسراف کنندگان را که در روی زمین فساد نموده و اصلاح نمی کنند اطاعت نکنید.

بنا بر این اطاعت آن اولوا الامری واجب است که پاک و معصوم بوده و دستورات وی همان أوامر و نواهی خدا و پیغمبر باشد و چنین کسانی جز علی علیه السلام و یازده فرزندش که جانشینان پیغمبر اکرم اند کس دیگری نمی تواند باشد چنانکه رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: انا و علی و الحسن و الحسین و تسعة من ولد الحسین مطهرون معصومون ینابیع المودة ص 445.

یعنی من و علی و حسن و حسین و نه تن از فرزندان حسین پاک و معصوم هستیم.

10 آیه حبل المتین

و اعتصموا بحبل الله جمیعا سوره آل عمران آیه 103.

و همگی بریسمان خدا چنگ زنید.

صاحب کتاب مناقب الفاخرة از عبد الله بن عباس روایت کرده است که ما در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم عربی آمد و عرض کرد یا رسول الله شنیدم که میفرمودی اعتصموا بحبل الله حبل خدا کدام است که باو تمسک جوئیم؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله دست خود را بر دست علی علیه السلام زد و فرمود باین شخص تمسک جوئید که این حبل المتین است )کفایة الخصام ص 343).

11 - آیه مباهله

جالب ترین آیه ای که خود بزرگان اهل سنت،

آن را قوی ترین و با فضیلت ترین و مهمترین آیه در حق امیرالمؤمنین علیه السلام و حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها و حسنین علیهما السلام می دانند، آیه مباهله است:

اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّک فَلاتَکنْ مِنَ الْمُمْتَرینَ. فَمَنْ حاجَّک فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبنائَنا وَ اَبْنائَکمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائَکمْ وَ اَنْفُسَنا وَ اَنْفُسَکمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکاذِبینَ.آل عمران / 60-61

گروهی از نصارای نجران در مدینه خدمت پیغمبر صلی الله علیه و آله آمده و در باره موضوعات متفرقه و خلقت حضرت عیسی علیه السلام از آنجناب مطالبی پرسیدند و چون در مباحثه راه مغالطه می پیمودند آیه فوق )مباهله( نازل شد

بدینطریق رسول اکرم صلی الله علیه و آله آنها را بمباهله دعوت فرمود و فردای آنروز ) روز 24 ذی الحجه سال نهم هجرت( نصارا با علمای خود بیرون آمده و اسقف نصارا بدانها گفت اگر محمد صلی الله علیه و آله با نزدیکان و اقوامش بیاید مباهله نکنید (زیرا اگر او بر حق نباشد نزدیکانش را در معرض نفرین و بلا نمی آورد) و اگر با اصحاب و مسلمین بیاید مباهله کنید در آنحال پیغمبر اکرم با علی و فاطمه و حسنین علیهم السلام حاضر شد اسقف پرسید اینها کیستند؟ گفتند: آن جوان پسر عم و داماد اوست و آن زن یگانه دختر مورد علاقه اوست و آندو کودک هم نواده های او هستند. اسقف گفت بخدا سوگند من چهره هائی می بینم که اگر از خدا بخواهند کوهها را از جا میکند خوبست از مباهله خود داری کنید و با او مصالحه نمائید لذا گفتند یا ابا القاسم ما مباهله نمی کنیم و حاضر بمصالحه هستیم حضرت نیز پذیرفت.

زمخشری می گوید:

و فیه دلیل لا شئ أقوی منه علی فضل أصحاب الکساء علیهم السلام.

الکشاف عن حقائق التنزیل وعیون الأقاویل للزمخشری، ج1، ص434

در کتاب صحیح مسلم - که عزیزان اهل سنت معتقدند صحیح مسلم و صحیح بخاری، صحیح ترین کتب بعد از قرآن هستند و تمام روایات این کتب را قبول دارند آمده است:

و لما نزلت هذه الآیة، فقل: تعالوا ندع أبناءنا و أبناءکم، دعا رسول الله صلی الله علیه و سلم علیا و فاطمة و حسنا و حسینا، فقال: أللهم هؤلاء أهلی.

وقتی آیه مباهله نازل شد، پیامبر صلی الله علیه و سلم، علی و فاطمه و حسن و حسین را صدا کرد و گفت: خدایا! اینها اهل بیت من هستند.

صحیح مسلم، ج7، ص120، حدیث6373 - مسند احمد، ج1، ص185 - مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج3، ص150

ابن کثیر دمشقی سلفی - که هوای وهابیت دارد و وهابی ها، تفسیر ابن کثیر را در حدّ صحیح بخاری و صحیح مسلم قبول دارند در تفسیر خودش از جابر بن عبد الله انصاری نقل می کند:

أنفسنا: رسول الله صلی الله علیه و سلم و علی بن أبی طالب،

و أبناءنا: الحسن و الحسین، و نساءنا: فاطمة.

مراد از أنفسنا، رسول الله صلی الله علیه و سلم و علی بن أبی طالب هستند و مراد از أبناءنا، حسن و حسین هستند و مراد از نساءنا، فاطمة است.

تفسیر ابن کثیر، ج1، ص379، چاپ انتشارات دار المعرفة بیروت - الدر المنثور للسیوطی، ج2، ص39 - فتح القدیر للشوکانی، ج1، ص348

خداوند در این آیه، علی بن أبی طالب علیه السلام را نفس پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قرار داده است. یعنی دیگر نمی شود بالاتر از این درباره امیرالمؤمنین علیه السلام سخن گفت که امیرالمؤمنین علیه السلام جان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و نازل منزله نبی مکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.

ابن ابی الحدید و ابن مغازلی و دیگران نوشته اند که منظور از ابنائنا حسنین و مقصود از نسائنا فاطمه و منظور از أنفسنا علی علیه السلام میباشد مناقب ابن مغازلی ص 263 کفایة الخصام ص 309 فصول المهمه ص 8.

بنا بر این در این آیه خداوند حضرت امیر را از شدت اتحاد نفسانی با پیغمبر )البته بطور مجاز( نفس پیغمبر خوانده است.

بر اساس این آیه شریفه، حضرت علی علیه السلام نفس، یعنی جان پیامبر معرفی شده است. همچنین بر اساس روایات، همراهان پیامبر در جریان مباهله، به عنوان اهل بیت ایشان شناخته می شوند.

اکنون به روایت زیر از کتاب صحیح مسلم توجه فرمایید:

لَمّا نُزِلَتْ هذِهِ الایةُ: «فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَْبن آئَنا وَ اَبْنائَکمْ...» دَعا رَسُولُ اللّهِ عَلِیاً وَ فَاطِمَةَ وَ حَسَناً وَ حُسُیناً فَقالَ: اَللّهُمَّ هؤُلاءِ اَهْلُ بَیتی. صحیح مسلم کتاب الفضائل باب فضائل علی بن ابیطالب. مستدرک 3/163، تفسیر کشّاف، تفسیر طبری، تفسیر فخر رازی.

وقتی این آیه نازل شد، پیامبر علی و فاطمه و حسن و حسین را فراخواند و فرمود: بار الها، اینان اهل بیت من هستند.

در جریان ابلاغ برائت پس از آنکه ابو بکر براه افتاد و قدری راه رفت جبرئیل نازل شد و ضمن ابلاغ سلام خداوند به پیغمبر صلی الله علیه و آله عرض کرد خداوند فرماید: لا یؤدّیها عنک الاّ أنت أو رجل منک. یعنی کسی از جانب تو اداء رسالت ننماید مگر خودت یا مردی که از خودت باشد.تفسیر الدّر المنثور ج 4 ص 122.ذخائر العقبی ص 69 کفایة الطالب ص 242 ینابیع الموده ص 88. در این قضیه مانند آیه مباهله، علی علیه السلام را خود رسول خدا صلی الله علیه و آله قرار می دهد.

بکار رفتن لفظ جمع نسائنا وأنفسنا در آیه با اینکه مصداق هر کدام یک نفر بیش نیست، و همچنین آمدن لفظ أبنائنا در آیه و مصداق آن که تنها دو نفرند، هیچکدام با یکدیگر منافات ندارد، چرا که اینگونه سخن گفتن حتی در زبان فارسی نیز رایج است. مثلا معلم در بیان قانون کلی می گوید: آنها که نمره بیست گرفته اند، جایزه دارند. در حالی که تنها یک نفر نمره بیست گرفته است. یا برای ادای احترام و بزرگداشت، الفاظ را بصورت جمع بکار می برند.

مرحوم علامه امینی در کتاب »الغدیر« جلد سوم صفحه 163 به نقل از دانشمندان پیرو مکتب خلفا، بیست آیه از قرآن را جمع آوری نموده که تمامی آنها با لفظ جمع بکار رفته اند، در حالیکه تنها یک نفر مورد نظر بوده است.

نکته دیگر آنکه وقتی اطاعت و پیروی از شخص پیامبر لازم و واجب باشد، مسلّماً اطاعت و پیروی از نفس و جان او یعنی علی علیه السلام نیز واجب ولازم است. و از آنجا که نفس و جان مایه حیات و دوام زندگی آدمی است، این تشبیه به ما می فهماند آن کسی که باعث دوام نبوت و حیات نبوّی است، وجود مقدس امیرمؤمنان علی علیه السلام می باشد.

آیاتی که در باره ولایت و فضائل علی علیه السلام نازل شده خیلی بیش از اینها ست و ما برای نمونه 11 آیه از آنهارا فقط در باره ولایت آوردیم ولی آیات و روایات فضایل و مناقب و اوصاف آنحضرت، بیرون از شمارش است مانند آیات تطهیر، برائت، مودت، خیرالبریة، شاهد، اصطفاء، لیلةالبریة، ومن عنده علم الکتاب و.و.و. که هریک ازین آیات به مقام ملکوتی آن امام مظلومان، صراحت دارد.

قبلا به تعداد آیات نازله در باره مولای مؤمنان علی علیه السلام از مفسرین و محدثین اشاره کردیم. چنانکه گنجی شافعی و ثعلبی بسند خود از ابن عباس نقل کرده اند که نزلت فی علی بن ابی طالب اکثر من ثلاثمائة آیة کفایة الطالب ص 231 صواعق محرقه ص 76 ینابیع المودة ص 126.

برای اطلاع بیشتر می توانید به تفسیر پیام قرآن، زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی، جلد 9 )امامت و ولایت در قرآن مجید، صفحه 177 به بعد) مراجعه فرمایید.

استیعاب ج دوم ص 436 می گوید: معاویه همواره مسائلی که برایش پیش می آمد می نوشت و از علی علیه السلام می پرسید و چون شنید که آن جناب را کشتند گفت: فقه و علم با مرگ پسر ابوطالب مُرد؛ برادرش عتبه به او گفت: اهل شام این حرف را از تو نشنوند، گفت: ول کن.

اکنون باید از آقایان (اهل سنت) پرسید با وجود اینهمه آیات که دلالت بر ولایت و برتری علی علیه السلام دارد و خود شما در صورت مراجعه بکتب معتبره تان صحت این مطلب را خواهید پذیرفت چگونه ابو بکر را بجای علی علیه السلام خلیفه میدانید آیا سخن و عقیده شما در اینمورد موضوع کوسه و ریش پهن نیست؟

در خاتمه این فصل از تذکر این مطلب ناگزیرم که ممکن است بنظر بعضی چنین برسد که خداوند چرا صریحا نام علی علیه السلام را در قرآن نیاورده که او جانشین پیغمبر است تا مسلمین دچار اختلافات نشوند؟ پاسخ این اشکال یا اعتراض اینست که اولا: موضوع ولایت علی علیه السلام مورد آزمایش است و بایستی مردم بوسیله آن آزمایش شوند چنانکه از جمله آیاتی که مؤید این مطلب است آیه شریفه الم أحسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لا یفتنون سوره عنکبوت آیه 1.

آیا مردم چنین پندارند که با گفتن اینکه ایمان آوردیم رها کرده شوند و آنان آزمایش نخواهند شد؟

که بنا بنقل علماء و مفسرین عامه و خاصه ولایت علی علیه السلام است که مورد آزمایش مسلمین قرار گرفته است شواهد التنزیل جلد 1 ص 438 غایة المرام باب. 125.

ثانیا: بفرض اینکه نام علی علیه السلام نیز در قرآن ذکر میشد باز گروهی از مردم از روی حب جاه و طمع دنیوی با آن مخالفت میکردند همچنانکه با برخی از آیات قرآن مخالفت نمودند.

ثالثا: قرآن کریم شامل احکام کلی است و جزئیات آن بوسیله پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله توضیح داده شده است و اصل ولایت و امامت هم چنانکه گذشت در چندین آیه با قرائن روشن گفته شده و نبی اکرم نیز طبق بیاناتی مضمون و مفاد آنها را که بر علی علیه السلام تطبیق میکرد، به مردم ابلاغ نموده است و این مطلب را علماء و مفسرین اهل سنت نیز قبول دارند ولی عملا با آن مخالفت میکنند.

رابعا:برای حفظ قرآن از تحریف و دستخوردگی و حفظ اعتبار آن که اگر نام علی علیه السلام به صراحت در آیه ای ذکر می شد، آنان که آن همه فضائل را با گوش خود و درایتًا و روبرو از زبان رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله شنیده بودند، زیر پا گذاشتند و اورا خانه نشین کردند، یقینًا بلا شبهه، پس از رحلت رسولخداصلّی اللّه علیه و آله یا هنگام جمع آوری قرآن در زمان عثمان، نام آن حضرت را، حذف می کردند، اگر باور ندارید به عنوان نمونه از عبداللّه بن مسعود، صحابی بزرگ رسول اکرم صلی الله علیه وآله به روایت خود اهل تسنّن در باره آیه تبلیغ می گوید:

کنّا نَقرأُ علی عهد رسولِ الله «یا ایهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَیک مِنْ رَبِّک - اَنَّ عَلیاً مَولی المُؤمِنینَ - وَ اِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللّهُ یعْصِمُک مِنَ النّاسِ»

ادامه دارد.......