58 - ولایت شرط قبولی اعمال
330 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                               .ولایت شرط قبولی اعمال


ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام شرط قبولی اعمال است

در باره قبولی اعمال و شروط آن، در کتاب های تحقیقی و فقهی و اخلاقی، نظریه ها و تحقیقات زیاد، ابراز گردیده که ما در این مختصر، به چکیده آنها و نتیجه تحقیق و پژوهش خود را، به عنوان عقیده خود، بیان می نماییم.

البته در روایات زیاد شرط قبولی اعمال را به مناسبت هائی، چند چیز معرفی نموده است، مانند: ولایت، انتظار فرج، نماز، صله ارحام، خدمت به خلق، گناه نکردن، دل پاک و نورانی داشتن، اهل تقوا بودن، حضور قلب داشتن، و غیره.

در مورد هر تک تک اینها، تشویق ها و پاداش های زیاد، و وعده های فراوان داده شده است. مخصوصا درباره نماز اهمیت فوق العاده داده شده است

اما از آیات وروایات فراوان استفاده می شود که ولایت امیرالمؤمنین و اولاد طاهرینش علیهم السّلام شرط اصلی و بقیه بالطبع است.

پس اگر کسی ولایت علی و اولاد علی علیهم السّلام را، نپذیرد تمام عمرش را روزها روزه بدارد و شبها تاصبح عبادت نماید، برایش کوچکترین اثر و نفعی نخواهد داشت.

حتی قبولی نماز که )نشانه عبودیت و اخلاص به معبود و رکن دین است(، به پذیرفتن ولایت، بستگی دارد.

پس تا نماز قبول نشود، سایر اعمال قبول نخواهد شد و خود نماز هم قبول نمی شود تاولایت امیرمؤمنان علیه السلام و اولاد اورا، قبول نمایند.

)تعدادی از روایاتش را از فریقین سنّی و شیعه، مطالعه خواهید نمود(.

لازم به ذکر است

در اینجا، این سؤال: پیش می آید که پس عدالت خدا کجاست کسی طول عمرش را نماز خوانده وروزه گرفته و.و. با نپذیرفتن )ولایت( به همه آنها حط بطلان کشیده شود؟! در پاسخ: می گوئیم مردم در این مورد دو گروهند،

1 - می دانند ولایت و امامتی هست و خداوند دستور داده باید به آن ایمان داشته باشند ولی با این امر مخالفت می کنند و در برابر خواست خدا می ایستند. در این صورت اعمال عبادی او و اعمالی که برای خداوند انجام می دهند طبق آیات و احادیث فراوان، مورد قبول واقع نمی شود، چون اینها در برابر خداوند گردن فرازی کرده و لجاجت می کنند و تسلیم دستور پروردگار نمی شوند، پس اعمال اینان مورد قبول نخواهد شد چون اطاعت باید طبق گفته خدا باشد نه دلبخواهی.

2 - نمی دانند ولایت و امامتی هست و خداوند به پذیرش آن دستور داده، در اینصورت آنها جاهل غیر مقصرند که در این صورت ازین جهت عقابی متوجه آنهانخواهد شد.

شهید مطهری(ره) در این باره می گوید: افرادی که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطی به سر می برند که مصداق منکر و یا مقصِر به شمار نمی روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند. ائمه اطهار بسیاری از مردم را از این طبقه می دانند. این گونه افراد دارای استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهی درباره آنان می رود. همان طوری که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد.)مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج 1، ص 320 به بعد، ناشر صدرا(.

و توجه: داشته باشید در کل عبادات و اعمال عبادی، مسئله فقهی دو گونه است، یکی صحّت و دومی قبولی آنها.

مثلا کسی نماز را باشرایطش بجا آورده صحیح است و نیازی به قضا کردن ندارد.

و یا اگر کسی با وجود خواندن نماز باشرایط، اهل گناه باشد و بر آن اصرار نماید )مانند غیبت و شرب خمر و زنا و منع زکات و بد اخلاقی در خانواده )زن یا مرد( و با عصبانیت به پدر و مادر نگاه کردن و مانند آنها( و از آن توبه نکند، این گناهان موجب عدم قبولی نماز می گردد هر چند از نظر شرعی نمازش صحیح باشد.

اما قبول هم هست یانه، برابر روایات وارده فراوان، تا ولایت را نپذیرد ابدا قبول درگاه ربوبیت نخواهد شد.

چرا؟:

چون: خود خدای متعال، بنده مخلصش علی علیه السلام را، در این جایگاه قرار داده است که حتّی خود رسول خدا صلّی الله علیه و آله وسلّم با اینکه 23 سال، شب و روز به زحمات طاقت فرسای رسالت و نبوت، تحمل کرد و کشتی اسلام را باموفقیت به ساحل نجات رساند، اما از نظر درگاه الهی هنوز قبولی این همه زحمات وابسته به ابلاغ ولایت و امامت علی علیه السلام به امت بود. )دقت کنید(.

»یأَیهَا الرَّسولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیک مِن رَّبِّک وَ إِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْت رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکفِرِینَ مائده: 67

ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، )به مردم( برسان! و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای! خداوند تو را از )خطرات احتمالی( مردم، نگاه می دارد؛ و خداوند، جمعیت کافران را هدایت نمی کند.

شخصیت با آن عظمت و زحمات کمر شکن با آن شرایط که فرمود: »ما أوذی نبی مثل ما أوذیت( هیچ پیغمبری مانند من اذیت نکشید، )حتی حضرت نوح با950 سال نبوت و رسالت( یقینا اغراق نفرموده و بزرگ نمائی هم نکرده، اما قبولی تمام اینهارا منوط به ابلاغ ولایت علی علیه السلام قرار داد و بس.

حواسمان جمع باشد ما در هر مرحله ای از ایمان و عمل باشیم، به گرد پای رسولخدا نمی رسیم، با او در برابر تکلیف ابلاغ، )ولایت( اینگونه برخورد و سختگیری می شود، وای به حال آنان که شب و روز در عبادت و روزه هستند اما ولایت علی و اولاد علی علیهم السلام را قبول ندارند!!!.

اگر کسی از کتابهای روائی متعدد و فراوان علما و دانشمندان، برادران اهل سنّت که در فضائل اهلبیت رسولخدا صلی الله علیه و آله خاصه درباره امیرمؤمنان علیه السلام نوشته و تألیف کرده اند، اطلاعی داشته باشد، در صحت این ادعا و اعتقاد ما، از نظر اهل سنّت نیز، کوچکترین شک و تردید، بخود راه نمی دهد و می فهمد مسئله تقریبا اجماعیست مگر عده قلیلی که یا از روی کم اطلاعی و یا خدای نکرده، از روی دشمنی و جهالت و تعصب و لجاجت و عناد و نادانی، نوشته های آن بزرگان خود را نیز رد کند و نپذیرد.

در این مختصر، تعدادی از نظرهای بزرگان اهل سنّت و نوشته هایشان را در باره ولایت می آورم که لطفا با دیده بی طرفی و منصفانه، در آنها دقت کرده و خود قضاوت نمائید، و در طول مطالعه هیچوقت یک مطلب را فراموش نکنید که حد اقل یک قرن (100) سال تمام، بنا به دستور ابوبکر و عمر، کسی قدرت نوشتن حدیث و گفتن )قال رسول اللّه( را نداشت کتک می خورد و تبعید می گشت و از حقوق خود محروم می ماند، مانند عبداللّه بن مسعود صحابی و امثال او، تا اینکه در زمان عمربن عبدالعزیز نوشتن و نقل احادیث آزاد شد، ولی چه فایده اصحاب همنشین رسول خداصلی الله علیه و آله از بین رفته و در زیر خاک آرمیده و فضائل شنیده شده از رسولخدا صلی الله علیه و آله در باره مظلوم تاریخ »علی« را با خود به زیر خاک برده بودند.

زیبا گفته خلیل بن احمد وقتی از او درباره فضائل علی علیه السلام سؤال کردند: گفت:کیف أصف رجلاً کتم أعادیه محاسنه حسداً و أحبّائه خوفاً و ما بین الکلمتین ملأالخائفین؛ روضةالمتقین، ج 13، ص 265.

چگونه می توانم مردی را توصیف کنم که دشمنانش از روی حسادت و دوستانش از ترس )دشمنان( محاسن او را پنهان نمودند، در بین این دو رفتار، شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.

خلیل بن احمد بالاتر از این را هم گفته است. از او پرسیدند: «مَا الدلیلُ عَلَی أَفْضَلیةِ عَلِی؟؛ دلیل افضل بودن علی علیه السلام چیست؟». پاسخ داد: «إِحْتیاج الْکل إِلَیهِ فِی الْکل، وَ اسْتِغْناؤُهُ مِنَ الْکل فِی الْکل، دَلیلٌ عَلی أَنهُ أَفْضَلُ مِنَ الْکل؛ احتیاج همه به او در تمام امور، و بی نیاز بودن او از همه در تمام امور، دلیل بر آن است که او از همه افضل و برتر است». ترتیب کتاب العین، ص28.

فراموش نکنیم هنوز هم که هنوزست که پس از گذشت بیش از چهارده قرن از آن زمان، باز این روش کتمان و کینه توزی و غیره، ادامه دارد برای نمونه به چند جریان از کتاب های خود اهل تسنّن، توجه نمائید.

1 - ذهبی یکی از علمای بزرگ اهل سنّت در کتابش )تذکرةالحفاظ( در ترجمه )حافظ ابن سقاعبداللّه بن محمد واسطی می نویسد: او )حدیث طیر( را املاء کرد شنونده ها به سوی او جهیدند و او را بلند کردند و محل نشستنش را شستند.

)کتاب دلائل الصّدق شیخ محمد حسن مظفّر ج 1 ص 33 بنقل از آن(.

2 - ابن خلکان در کتاب »وفیات الاعیان« در ترجمه نسائی احمد بن شعیب صاحب کتاب »السّنن« یکی از صحاح ششگانه اهل سنّت، می نویسد. او به دمشق رفت و ازاو در باره معاویه و فضایلش پرسیدند؟ گفت: لاأعرف له فضیلة الا )لاأشبع الله بطنه( من فضیلتی برای او نمی دانم مگر )فرمایش رسول خداکه درباره او فرمود:( خدا شکم اورا سیر نکند.

باشنیدن این جواب نسائی را گرفتند و بیضتینش را آنقدر مالیدند و انداختند روی شینزار و از دنیا رفت. کتاب دلائل الصّدق شیخ محمد حسن مظفّر ج 1 ص 33بنقل از آن.

حافظ ابونعیم اصفهانی می گوید: لمّا داسوه بدمشق مات بسبب ذالک الدوس وقتی خُصیه هایش را کوبیدند بخاطر این فشار مُرد.

حال بعد از چند قرن بسبب نقل یک روایت از رسول خدا صلی الله علیه و آله در باره معاویه، او را باچنین شکنجه ای کشتند!!. اگر در باره خلفای اول می گفت چه می شد و چکارش می کردند.

3 - ابن حجر در کتاب »تهذیب التّهذیب« در ترجمه نصر بن علی بن صهبان از عبداللّه بن أحمد بن حنبل می نویسد. وقتی که نصر این حدیث را نقل کرد که رسول خدادست حسن و حسین را گرفت و فرمود: »من أحبّنی و أحبّ هذین و أباهما و أمّهما، کان فی درجتی یوم القیامة« هرکس مرا و این دو و پدر و مادرشان را، دوست بدارد، در روز قیامت در درجه من خواهد بود.

متوکل دستور داد هزار تازیانه به او بزنند تا اینکه جعفر بن عبدالواحد )وزیر یا یکی از بزرگان ( که یکی از اهل سنّت است، وساطت، کرد، رهایش کردند.کتاب دلائل الصّدق شیخ محمد حسن مظفّر ج 1 ص 34 بنقل از آن.

4 - باز ابن حجر در ترجمه أبی الازهرأحمدبن الازهرنیسابوری نقل می کند.

وفتی که ابوالازهر از رزّاق از مُعمّر از زهری از عبداللّه )بن احمدالمتوکل( از ابن عباس روایت کرد، قال »نظرالنّبی صلی الله علیه و آله الی علی علیه السلام فقال: أنت سیدٌ فی الدّنیا سیدٌ فی الاخرة« الحدیث. رسول خدا به علی نگاه کرد و فرمود: توآقائی در دنیا و سروری در آخرت...

این گفته را به یحیی بن معین )وزیر( خبر دادند در میان مردم فریاد برداشت و گفت: این دروغ گوی نیشابوری کیست که این حدیث را از عبدالرزاق نقل کرده است.

أبوالازهر بلند شد و گفت: منم، یحیی لبخند زد و گفت،تو کذّاب نیستی گناه گردن دیگریست. )کتاب دلائل الصّدق شیخ محمد حسن مظفّر ج 1 ص 34 بنقل از آن(.

تتمه حدیث فوق از فضائل مشهور و مسلّم بین سنّی و شیعه است که فرمود: من أحبّک فقد أحبّنی و من أبغضک فقد أبغضنی و حبیبک حبیب اللّه و بغیضک بغیض اللّه. هر کس ترا دوست دارد مرا دوست داشته و هرکس به تو بغض داشته به من بُغض ورزیده، دوست تو دوست خداست و دشمن تو دشمن خداست. اگر بقیه روایت را ادامه می داد چه میشد؟!. کتاب دلائل الصّدق شیخ محمد حسن مظفّر ج 1 ص 34.

البته از این قضایا در تاریخ فراوان است، مخصوصا در تاریخ های اخیر چقدر شیعیان و دوستان علی علیه السلام را در عراق و سوریه و لبنان و یمن و نیجریه و. و. تکفیر نموده و قتل عام می نمایند.

که آوردن بیش ازین، ما را از مقصد دور می سازد.

با این همه سختگیری ها و شکنجه و تبعید و زندانی کردن قرنها، و تأویل آیات نازله در باره مولا، باز همه کتابها و سینه ها، پر از فضایل و مناقب اوست، چون خدا با اوست و یار او.

برای اینکه،اوّلاً: خداوند فرموده: أفَمَنْ یهْدی اِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ اَنْ یتَّبَعَ اَمَّنْ لایهِدّی اِلا اَنْ یهْدی فَما لَکمْ کیفَ تَحْکموُنَ. یونس آیه 35 آیا آن کسی که به سوی حق هدایت می کند سزاوارتر است پیروی شود، یا آنکه خود راه یافته نیست و راه را نمی یابد مگر آنکه راهنمایی و هدایت گردد؟ پس شما را چه می شود؟ )که حقیقتی به این روشنی را در نمی یابید(، چگونه داوری می کنید؟

و ثانیا: أهل البیت أدری بما فی البیت اهل خانه به زوایا و محتویات خانه از دیگران بلد ترند، اهل خانه ای که قرآن به آن نازل شده، مقصد و منظور آیات و زوایا و ظاهر و باطن، آن را خوب می دانند.

و ثالثا: دقت در گفتار و اظهار نظرهای بزرگان اهل سنّت که گوشه ای و نمونه هائی از آنها را در این مختصر آورده ام، ما را به حق و حقیقت، راهنمائی کرده و به مقصد می رساند انشاءاللّه.

ابتداء تعداد آیات نازله در قرآن کریم در باره امیرمؤمنان علی علیه السلام را از نظر

دانشمندان و محققان برادران اهل سنّت و سپس اخبار و احادیث از صحاح ستّه وکتابها و نوشته های آن بزرگان را با اسنادش می آورم و در نهایت به عقیده اهل تشیع در این مورد، متعرّض می شوم و قضاوت را به عهده خوانندکان عزیز و منصف قرار می دهم.

در اخبار اهل سنّت چند آیه در قرآن کریم در باره امیرمؤمنان

علیه السلام نازل شده است.

200 - 1 آیه

2 - سیصد آیه بلکه بیشتر.

3 - یک چهارم قرآن

4 - یک سوم قرآن

و اقوال دیگر که به نمونه هائی از روایات و اظهار نظرها در این باره توجه نمائید.

200 - 1 آیه

قاضی ابوالقاسم حسکانی در کتاب »شواهد التنزیل«، 200 آیه یا بیشتر جمع کرده است که درباره حضرت علی علیه السلام نازل و یا تفسیر شده است.

ر. ک: آیات ولایت در قرآن، آیة اللّه مکارم شیرازی

2 - بیش از 300 آیه.

ابن عباس: از اصحاب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و از شاگردان برتر امام علی علیه السلام که تفسیر قرآن را از ایشان فراگرفته و فضل و دانش ایشان نزد شیعه و سنی از جایگاه برجسته و خاصی برخوردار است. معتقداست که 300 آیه در مورد امام علی علیه السلام نازل شده است

بسیاری از علمای شیعه و سنی نیز این گفته اورا در کتاب های خود آورده اند که ما به چند مورد آن از طریق اهل سنت، اشاره می کنیم.

قال ابن عباس: نزلت فی علی أکثر من ثلاثمائة آیة فی مدحه. بیش از سیصد آیه از قرآن کریم، در ستایش از علی علیه السلام نازل شده است.

تاریخ الخلفاء، ص 172، و السیرة النبویة، زینی دحلان بهامش السیرة الحلبیة، ج2، ص11 و الصواعق المحرقة، ص 125 ط. چاپ المحمدیة و ص 76 ط. المیمنة بمصر.

زینی دحلان مفتی مکه مکرمه و متوفای 1305 هجری در کتاب السیرة النبویة، جلد2، صفحه11 از ابن عباس نقل می کند:

نزلت فی علی أکثر من ثلاثمأئة آیة فی مدحه. بیش از 300 آیه در مدح علی نازل شده است. الصواعق المحرقة، چاپ محمدیه مصر، ص 125 و چاپ میمنة مصر، ص76 - تاریخ الخلفاء، ص172

ابن عساکر، از علمای بزرگ اهل سنت در تاریخ دمشق می نویسد:

عن ابن عباس، قال: « نزلت فی علی ثلاثمائة آیة ». ابن عباس می گوید: 300 آیه از قرآن کریم در باره علی علیه السلام نازل شده است.

تاریخ مدینة دمشق، ج 42، ص364، تاریخ الخلفاء سیوطی، ص171 - الصواعق المحرقه ابن حجر مکی، ص196

خطیب بغدادی در تاریخ بغداد می نویسد:

عن ابن عباس قال: نزلت فی علی ثلاثمائة آیة. تاریخ بغداد، ج 6، ص 221.

سیوطی از بزرگترین علمای تاریخ اهل سنت نیز می نویسد:

عن ابن عباس قال: نزلت فی علی ثلاثمائة آیة.

تاریخ الخلفاء، ص 171، الصواعق المحرقة، ص 196.

ابن حجر هیثمی در کتاب الصواعق المحرقة که آن را در رد عقائد شیعه نوشته است، در این باره می نویسد:

وروی سعید بن جبیر، عن ابن عباس، قال: ما نزل فی أحد من کتاب اللّه ما نزل فی علی. در قرآن در باره هیچکس به اندازه علی، آیه نازل نشده است.

الصواعق المحرقة، ص 76، الباب التاسع، الفصل الثالث.

باز ابن حجر هیثمی در جای دیگر و نیز سیوطی در تاریخ الخلفاء می نویسند:

أنّه ما نزل فی أحد من کتاب اللّه کما نزل فی علی. در حق هیچ کسی، به اندازه علی علیه السلام، در قرآن نازل نشده است. تاریخ الخلفاء، ص 171، و الصواعق المحرقة، ص 127.

حاکم نیشابوری از استوانه های علمی اهل سنت در مستدرک الصحیحین نقل می کند از احمد بن حنبل رئیس حنبلی مذهب که می گوید:

ما جاء لأحد من أصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله من الفضائل ما جاء لعلی بن أبی طالب رضی الله عنه. فضائلی که در حق علی بن أبی طالب خداازاو راضی باشد؛ آمده، در حق هیچ یک از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم نیامده است. )مستدرک الصحیحین للحاکم النیشابوری، ج3، ص107).

ابن جوزی در مناقب احمد بن حنبل می گوید:

ما لأحد من الصحابة من الفضائل بالأسانید الصحاح مثل ما لعلی رضی الله عنه.

آن همه فضائلی که با سندهای صحیح در حق علی خداازاو راضی باشد؛آمده، در حق هیچ یک از صحابه نیامده است.

مناقب احمد بن حنبل، ص163- تهذیب التهذیب لإبن حجر العسقلانی، ج7، ص298 ج الإصابة، ج4، ص464 - شواهد التنزیل للحاکم الحسکانی، ج1، ص27 - الإستیعاب لابن عبد البر، ج3، ص51

همچنین قول دیگری را )شبلنجی( به ابن عباس نسبت داده است که در کتاب )نورالابصار( صفحه 73 آمده است که ابن عباس معتقد بود آن مقدار از قرآن که درباره علی علیه السلام نازل شده درباره هیچکس نازل نشده است.

ابن عباس در این روایات یک کمیت حداقلی قائل بوده که همان 300 آیه است.

ولی تعدادی از علمای شیعه و سنی تا 350 آیه را در باره علی علیه السلام برشمرده اند.

3 - سیوطی از بزرگترین علمای تاریخ اهل سنت نیز می نویسد:

بسیاری از علمای اهل سنت نقل کرده اند که

یک چهارم قرآن در حق امیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام نازل شده است.

حاکم حسکانی از بزرگان اهل سنت می نویسد:

عن الاصبغ بن نباتة، عن علی قال: نزل القرآن أربعة أرباع: ربع فینا، وربع فی عدونا، وربع حلال وحرام وربع فرائض وأحکام ولنا کرائم القران.

اصبغ بن نباته از امیر مومنان نقل کرد که فرمودند: قرآن چهار قسمت نازل شد. یک چهارم در مورد ما، یک چهارم در مورد دشمنان ما، یک چهارم در مورد حلال وحرام و یک چهارم در مورد واجبات واحکام؛ وآیات شاخص قرآن در مورد ماست. شواهد التنزیل، ج 1، ص59 و ص62 و تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص136 و ینابیع المودة، ج 1، ص377.

غیاث الدین بن همام)متوفای 942 ق ( می گوید: حافظ ابوبکر بن احمد بن موسی بن مردویه با سند خود از علی - کرّم الله وجهه - نیز این حدیث را نقل کرده است.)خواند میر، غیاث الدین بن همام الدین، تاریخ حبیب السیر، ج 2، ص 13، تهران، خیام، چاپ چهارم، 1380ش(.

ابن مغازلی شافعی )متوفای 483 ق( با سند خود از ابن عباس از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله چنین نقل می کند: پیامبر خداصلی الله علیه و آله )به یاران خود( فرمود: «از چه در شگفتید! قرآن چهار بخش است: یک چهارم به طور خاص درباره ما اهل بیت، یک چهارم درباره دشمنان ما، یک چهارم حلال و حرام و یک چهارم فرایض و احکام. به خدا سوگند آیات برجسته قرآن درباره علی علیه السلام نازل شده است».ابن مغازلی، علی بن محمد، مناقب الامام علی بن أبی طالب علیه السلام، ص 270 ج 271، بیروت، دار الأضواء، چاپ سوم، 1424ق.

روایات شیعیان نیز در این مورد فراوان است از جمله.

مرحوم کلینی رضوان الله تعالی علیه از دانشمندان شیعه نیز در کتاب اصول کافی در روایتی که سند آن صحیح است،

عن ابی عبدالله علیه السلام قال: انّ القرآن نزل أربعه أرباع، ربع حلال و ربع حرام، و ربع سنن و احکام و ربع خبر ما کان قبلکم و نبأ مایکون بعدکم و فصل ما بینکم.کلینی، محمّدبن یعقوب، اصول کافی، ج2 ، ص627، ح 4. به تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

از امام صادق علیه السلام روایت شده که آن حضرت فرمود:

قرآن بر چهار قسمت نازل شده است: یک چهارم درباره حلال و یک چهارم درباره حرام، یک چهارم درباره سنتها و احکام، یک چهارم درباره اخبار آنان که قبل از شما بوده اند و آنان که بعد از شما خواهند آمد و حلّ و فصل مسائل جاری شما.

عن ابی الجارود، قال سمعت أباجعفر علیه السلام یقول: نزل القرآن علی اربعه أرباع، ربع فینا و ربع فی عدونا، و ربع فرائض و احکام، و ربع سنن و امثال، و لنا کرائم القرآن. عیاشی، محمّدبن مسعود، التّفسیر (معروف به تفسیر عیاشی)، تصحیح سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران، المکتبه العلمیه الاسلامیه، 1/9؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، 92/114.

4 - یک سوم قرآن

عن اصبغ بن نباته، قال سمعت أمیرالمؤمنین علیه السلام یقول: نزل القرآن اثلاثاً، ثلث فینا و فی عدونا، و ثلث سنن و امثال، و ثلث فرائض و احکام.« 1 اصبغ بن نباته گفت از امیرمؤمنان علیه السلام شنیدم: قرآن در سه زمینه نازل شده است: یک سوم درباره ما و دشمنان ما، یک سوم درباره سنتها و امثال و یک سوّم درباره فرائض و احکام. )کلینی، محمّدبن یعقوب، اصول کافی، به تصحیح علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 2/627).

قسمتی از متن آیات نازله در حق أمیرالمؤمنین علیه السلام را در کتابهائی جمع آوری کرده اند، مانند.

1-کتاب »دلائل الصّدق« مرحوم علامه شیخ حسن مظفر (ره) که در ردّ وهابیت نوشته شده، دو جلد آخر این کتاب اختصاص دارد به تمام آیات و احادیثی که در حق امیرالمؤمنین علیه السلام نازل شده است.

اخیرا هم این کتاب را موسسه آل البیت علیهم السلام در قم چاپ کرده است.

2- کتاب »ما نزل فی علی فی القرآن« در دو جلدتوسط حضرت آیت الله شیرازی نوشته شده و تمام آیاتی را که در حق امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است.

این دو کتاب در سایت های مختلف اینترنتی هم موجود است؛ مخصوصا کتاب دلائل الصّدق.

3 - قاضی ابوالقاسم حسکانی کتابی به نام »شواهد التنزیل«، 200 آیه یا بیشتر جمع کرده است و کتابهای دیگر.

4 - نهج الحق و کشف الصّدق: علامه حلّی.

5 - غایة المرام: و جز اینها که زیاد است.

ادامه دارد....